نشانی وب سایت اندیشکده خرد
همچنین از طرق زیر نیز می توانید با من در ارتباط باشید.
https://web.telegram.org/#/im?p=@Dabirimeh
https://www.instagram.com/dabirimehr.ir/
همچنین از طرق زیر نیز می توانید با من در ارتباط باشید.
https://web.telegram.org/#/im?p=@Dabirimeh
https://www.instagram.com/dabirimehr.ir/
آنچه که در رفتار و مواضع مقامات امریکایی در دو ماه اخیر نسبت به دیپلماسی هسته ای ایران دیده می شود حکایتی کاملا نگران کننده از نوع نگاه کاخ سفید به مسائل جهانی را نشان می دهد. نگاهی که بر خلاف ادعاهای لیبرالیستی روشنفکران غربی فرسنگها از صلحطلبی و دموکراتمابی و عقلانیت سیاسی به دور است و بیشتر از هرچیز روایت گر نوعی استبداد رای ، خود کامگی و بحران آفرینی است.
برای اثبات این ادعا خوب است که فرایند ۲ ماه اخیر مذاکرهی ایران و کشورهای ۵+۱ را اجمالا مرور کنیم.
تهران امروز :
بيانات مهم رهبر فرزانه انقلاب درخصوص پيامدهاي راهپيمايي باشكوه مردم ايران در سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و ديپلماسي هستهاي كشور در چند ماه اخير حاوي نكات راهگشا و راهبردي بود كه همه فعالان سياسي، تصميمسازان و گروههاي مرجع اجتماعي را به تامل درخصوص موضوعات ذيل دعوت ميكند.
1. نكته اول اين است كه مهمترين دستاورد تحولات اخير در ديپلماسي هستهاي ايران، بعد از توافق ژنو، اثبات عيني دشمني آمريكا با ايران و جمهوري اسلامي است. گويي بعد از 35 سال بغض و ناراحتي واشنگتن از انقلاب اسلامي آرام نگرفته و فراموش نشده است و به هر بهانهاي جلوي پيشرفت ايران سنگاندازي ميكند. عملكرد مقامات آمريكايي در سه ماه اخير بهويژه مواضع زيادهخواهانه و كارشكنانه آنها نشان داد، خوشبيني و اعتماد به آمريكاييها نوعي سادهلوحي يا مرعوبشدگي است.
2. نكته دوم اين است كه مواضع اخير آمريكا نشان داده اين كشور براي توافق همكاري و رابطه كاملا غيرقابل اعتماد است و نميتوان با چنين دولتي در باره مسائل مهم و تعيينكننده مثل انرژي هستهاي، اقتصاد كشور و مسائل سياسي به توافقات ميانمدت و بلندمدت دست يافت.
3. در نكته سوم بايد تاكيد كنم كه اگر موفقيتي در مذاكره با آمريكا و ديگر طرفهاي غربي در ديپلماسي فعال كشور متصور باشد، نه در كوتاه آمدن و تسليم در برابر خواستههاي آنها بلكه در اتخاذ مواضع اصولي انقلابي و ايستادگي قهرمانانه در برابر زيادهخواهيهاي آنان است.
4. چهارمين نكته اينكه كشور و نظامي كه با انقلابي مردمي به استقلال سياسي دست يافته و 35 سال براي حفظ اين دستاورد بزرگ مقاومت كرده است، براي دستيابي به اهداف خود در حوزههاي مختلف نيز بايد خود اتكا و خودكفا باشد و در همه مناسبات رويكرد استقلالخواهي و عزتطلبانه خود را استمرار بخشد.
5. هر چه در مديريت كشور بر توانمندي داخلي، ظرفيتهاي ملي و استعدادهاي نسل جوان و مديريت جهادي بيشتر تكيه كنيم هم كارآمدي نظام افزايش مييابد و هم امكان امتيازگيري از غربيها در مذاكرات پيشرو افزايش خواهد يافت. نبايد عدهاي به گونهاي رفتار كنند يا موضع بگيرند كه اين توهم در غربيها شكل بگيرد كه ايران براي پيشرفت و توسعه خود در همه زمينهها نيازمند اجازه و همكاري غربيها به ويژه آمريكاست. بلكه اين آمريكاست كه در منطقه خاورميانه به همكاري همراهي جمهوري اسلامي ايران نياز دارد و اين همكاري نيز مستلزم كنارگذاشتن عملي دشمنيها با مردم ايران است كه اميد ميرود همه گروههاي سياسي و مسئولان حكومتي به اين مقولات مهم توجه كافي كرده و اصول موردنظر رهبر معظم انقلاب را به بهترين وجه ممكن در نظر گرفته و بدان عمل كنند.
تهران امروز :
مذاکرات پیش روی ایران و کشورهای 5+1 در باره توافق نهایی پیرامون فعالیتهای صلح امیز هسته ای ایران از اهمیت زیادی برخوردار است اما برخی بازیگران غربی با موضع گیریهای مشکوک اما هدفمند خود سعی در تغییر میدان بازی به نفع طرف غربی دارند . برای نمونه برخی از افراد موثردرنظام تصمیم سازی امریکا مانند دنیس راس زمزمه هایی مبنی رفع بیشتر تحریم ها علیه ایران در صورت برچیده شدن کل فعالیتهای هسته ای ایران مطرح می کنند و متاسفانه برخی افراد در داخل نیز با تکرار همین موضع آب به اسیاب دشمن می ریزند. این موضع هرچند در لفافه هایی مثل پیشنهاد کاهش سانتریفیوژهای ایران به زیر 10 هزار عدد مطرح می شود اما تامین کننده یک هدف شوم مهمتری است که نباید از چشمان تیز بین تحلیلگران و ناظران بویژه تصمیم گیران و دیپلماتهای عزیز کشورمان پنهان بماند . آن هد ف شوم در واقع خلع سلاح کردن دولت ایران در مذاکرات پیش رو و مذاکرات آینده است . مذاکراتی که احتمالا بعد ازحل مساله هسته ای در حوزه هایی دیگر ادامه خواهد داشت و دستگاه دیپلماسی برای موفقیت در انها نیازمند منابع و ابزارهای قدرت می باشد .نگاه واقع گرایانه د ر سیاست خارجی به ما آموخته است در دیپلماسی زمانی می توان به موفقیت و تامین منافع دست یافت که گزینه های عینی و قابل بحث و مبادله روز میز داشته باشیم ونمی توان در انی عرصه صرفا با برخورداری از موضع حق و قانع کننده و عدالت طلبانه به موفقیت قابل توجهی دست یافت . برای مثال در مذاکرات در باره جنگها کشوری دست برتر در مذاکرات را دارد و می تواند به خواسته های خود برسد که بخشی از خاک متخاصم را در اشغال داشته باشد نه کشوری که دستاورد نظامی نداشته است . بر همین اساس رمز موفقیت ایران در مذاکرات اخیر با کشورهای 5+1 نیز توفیقات و دستاوردهای هسته ای کشور در 10 سال اخیر بوده است و اگر ایران از نظر فنی نتوانسته بود تعداد سانتریفیوژهای خود را برای غنی سازی 20 درصدی به حدود 19 هزار برساند محال بود طرفهای غربی در ژنو به غنی سازی 5 درصدی اورانیوم در ایران رضایت دهند چنانکه در گذشته نیز رضایت ندادند و مدعی بودند ایران باید اورانیوم مورد نیاز خود را از کنسرسیوم روسی – فرانسوی تامین کند . همین تجربه باعث شده که این روز ها زمزمه ضرورت برچیده شدن فعالیتهای هسته ای بعنوان دستور مذاکرات نهایی در برخی رسانه های غربی مطرح می شود که بلافاصله این سوال را به ذهن متبادر می کند بالفرض اگر چنین پیشنهادی مطرح است مابه ازای آن که از سوی غربیها بویژه امریکا به ایران داده می شود چیست ؟ هرچند که علم و دانش و فناوری برچیده شدنی نیست و این دستاورد ملی قابل معامله نمی باشد اما جالب اینجاست که غربی ها با نوعی زیرکی وقیحانه می گویند کاهش تدریجی تحریمها ؟؟؟!!! در پاسخ به این پیشنهاد بی شرمانه باید گفت تحریمهای غربی علیه ایران تحریمهایی ظالمانه و ضد بشری است که وضع کنندگان آن برای همیشه در برابر وجدانهای اگاه و ازاد انسانی شرمسار هستند – البته کسانی هم که با موضع گیریهای نابخردانه و انفعال دیپلماتیک در داخل زمینه اعمال این تحریمها را فراهم کردند در این مساله مسئول هستند - و این تحریمها هرچند موجب زحمت و سختی هایی برای ملت ایران شده است اما با تکیه بر اراده ملی و ظرفیتهای داخلی و اقتصاد مقاومتی روز به روز بی اثر تر خواهد شد و روسیاهی برای ذغال می ماند و بس . از این رو رفع تحریم و تهدید و تعدی و تجاوز به حقوق یک ملت نه یک امتیاز بلکه یک وظیفه قانونی و حقوقی است که بر عهده و گرده کشورهای غربی بویژه امریکاست و ملت ایران بسیار باهوش تر از این هستند که وظیفه ذاتی برخی کشورها را در قبال ایران یک امتیاز تلقی کنند که بخواهند در مقابل آن امتیازی به دشمن بدهند.از سوی دیگر عقلانیت سیاسی و دشمن شناسی به ایرانیان اموخته است که نمی توان با خوش خیالی و زود باوری و بدون زره و کلاه خود به مصاف دشمنانی رفت که در 200 سال گذشته بویژه 35 سال اخیربارها و بارها قصد جان و حیثیت و سرزمین ایران را کرده اند وهروقت توانسته اند از ضربه زدن به منافع ملت کوتاهی نکرده اند . ملت ایران فریب خنده های موذیانه و دستان چدنی پوشیده در دستکش مخملی غربیها را نخواهد خورد .طرفهای غربی باید در مذاکرات پیش رو به حقوق مردم ایران احترام بگذارند و برای تغییر ذهنیت مردم نسبت به انها به جبران خطاهای گذشته بپردازند و این فرصت پیش امده برای مردم و شرکت و موسسات غربی را برای تعامل و سرمایه گذاری در ایران را قدر بدانند و بجای طراحی میدان های فریب برای مذاکره اجازه دهند مذاکرات در میدان های قانونی و حقوقی و متکی بر تامین خواسته های صلح طلبانه و مشروع دو طرف پیش رود. بدیهی است دیپلماتهای زیرک و با تجربه کشورمان نیز که فرزندان انقلابی ملت هستند با چنین رویکرد و موضعی در مذاکرات پیش رو شرکت کرده و منافع ملی را در چارچوب عزت و حکمت و مصلحت تامین خواهند کرد.
به اطلاع می رساند نشست جایگاه منطقه ای و بین المللی ایران پس از
گفتگوهای هسته ای ژنوبا حضورتعدادی از استادان و صاحب نظران علوم سیاسی و
روابط بین الملل شامل دکتر سید محمد کاظم سجادپوراز دانشکده روابط بین
الملل وزارت امورخارجه ، دکتر صادق زیبا کلام از دانشگاه تهران، ، دکتر
کیهان برزگر از مرکز مطالعات استراتژیک خاور میانه و دکتر جهانگیر گرمی از
موسسه ایراس در 28 بهمن 1392 از ساعت 16الی 18 در مکان: خانه اندیشمندان
علوم انسانی واقع در خیابان استاد نجات الهی، نبش خیابان ورشو برگزار خواهد
شد .
بدینوسیله از طرف انجمن علوم سیاسی ایران بعنوان میزبان این نشست
از خبرنگاران , عکاسان و تصویر برداران محترم آن رسانه برای حضور واطلاع
رسانی از این نشست دعوت به عمل می آید.
برای هرگونه هماهنگی با تلفن 66493412 سرکار خانم مقدس تماس حاصل فرمایید.
گزینه حضور ملت در برابر همه گزینه ها
تهران امروز : امیر دبیری مهر
قبل از هر چیز باید اغاز سی و ششمین بهار انقلاب اسلامی را به همه دوستداران و رهروان آرمانهای اصلی ملت ایران یعنی استقلال و ازادی و جمهوری اسلامی تبریک گفت . انقلابی که برای ( (استقلال ایران )) ؛ (( ازادی مردم )) ، ((برقراری جمهوریت و مردم سالاری)) و(( حاکمیت ارزشهای الهی و اسلامی در همه شئونات کشور)) آغاز شد و در بهمن 1357 به ثمر رسید و در 35 سال گذشته ضمن عبور از موانع و بحرانهای فراوان به بهای والایی که خون صدها هزار شهید است به دستاوردهای ارزشمندی رسیده ولی همچنان براساس منطق استوار استمرار انقلاب ، آرمانهای نخستین را جستجو می کند . این آرمانها از چنان نیرو و قوت ودرونی برخوردارند که هنوز شور و حال انقلابی یک ملت را مثل روز های نخست بیدار نگه می دارد و حماسه های با شکوهی مانند حماسه حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن را رقم می زند.
دیروز در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی مجددا مردم ایران با سلایق و دیدگاههای و عقاید مختلف با وحد ت نظر حول سه مفهوم مقدس یعنی ((ایران عزیز)) و ((نظام جمهوری اسلا می)) و ((انقلاب اسلامی )) به خیابانها امدند و ضمن گرامی داشت سالروز نهضت بزرگ اسلامی خویش با آرمانهای نخستین این انقلاب شکوهمند مردمی تجدید بیعت کردند.اما حضور شکوهمند ملت ایران در 22 بهمن امسال از جهاتی واجد اهمیت فراوانی است که می تواند زمینه ساز توفیقات کشور در عرصه های مختلف در روزهای اینده باشد .
مردم ایران در شرایطی با کشور و انقلاب و نظام و رهبر خود تجدید بیعت کردند که در هفته های اخیر مقامات امریکایی بجای اعتماد سازی و جبران مافات دشمنی های گذشته در فضای پیش امده بعد از توافق ژنو با خوی استکباری و مهاجمانه و گستاخانه مجددا به تکرار مواضع نابخردانه و شکست خورده خود در سالهای گذشتته پرداختند و با تهدید مردم ایران از وجود گزینه های مختلف بر روی میز تصمیم گیری مقامات کاخ سفید سخن گفتند ادعایی که حاوی تهدید های تکراری و پوشالی است .تهدیدهایی که در 35 گذشته در مواقعی مثل جنگ و ترور و کودتا که جامه عمل پوشیده نیز تاثیر بر عزم پولادین این ملت عزت طلب و پیشرفت خواه نداشته است و عجیب است که تصمیم گیران امریکایی با این همه تجربه شکست در توسل به تهدید و زور باز به این ریسمان پوسیده دست می اویزند و گویی عقلانیت سیاسی در واشنگتن دچار جزر و مد می شود.
در چنین شرایطی و با این حضور میلیونی مردم در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مهمترین پشتوانه قدرت و اقتدار دولت و دستگاه دیپلماسی کشور یعنی حمایت مردمی به بهترین و صریح ترین شکل خود را نشان داده و پیام خود را به بدخواهان ملت در صحنه بین المملی رسانده است و آن پیام این است که آرمانهای تاریخی این ملت یعنی پیشرفت و استقلال وازادی و مردم سالاری دینی و حیات معنوی ارمانهایی کاملا خردمندانه و صلح طلبانه و مترقی است و چنینی آرمانهایی به هیچ قیمتی قابل اغماض و عدول نیست و نه تنها امریکا بلکه همه جهان هم به تعبیر امام راحل عظیم االشان نمی توانند روی خواسته های به حق یک ملت متمدن و ریشه دار پا بگذارند و در اراده ملی کشور خدشه ای وارد سازند و بهترین گزینه آنها احترام و سر فرود اوردن در برابر این ارمانهاست .
امید است همه دست اندرکاران و مدیران و مسئولان کشور در بخشهای مختلف با درک اهمیت امانتی که از جانب این ملت بزرگ به آنها واگذارشده ، خود را برای خدمت هرچه بیشتر و بهتر به ملت عزیز مهیا سازند و بطور خاص دستگاه دیپلماسی با تکیه بر این حمایت و اراده سترگ ملی روند مذاکرات پیش رو را با قوت و اقتدار بیشتر برای افزایش منافع ملی در تعامل با قدرتهای جهانی ادامه دهد و طرفهای مقابل نیز به خوبی درک کنند که مذاکره کنندگان و نمایندگان ملت در صحنه های مختلف جز در چارچوب خواسته ها و مصالح و منافع مردم توان و اختیار مذاکره و معامله ای نداشته و آنها نیز فقط با زبان تکریم و احترام و به رسمیت شناختن حقوق حقه مردم ایران می توانند با نمایندگان ملت مذاکره کنند.
|
دبیری مهر در گفتگو با آنا: |
|
دانشگاه منافع خرد ستیزان را محدود و تهدید می کند/ مخالفان دانشگاه با خردورزی مشکل دارند |
خبرگزاری آنا: دکتر امیر دبیری مهر مدرس و پژوهشگر علوم سیاسی گفت: در جامعه ای که عقلانیت در آن ارزش و حاکم باشد، منافع خردستیزان در آن تامین نمی شود از این رو طبیعی است که عده ای با دانشگاه بعنوان نهاد خردورزی و تولید دانش مخالفت کنند.
امیر دبیری مهر در گفتگویی با خبرنگار خبرگزاری آنا در باره سخنان اخیر رئیس جمهور و اینکه چرا برخی دانشگاه و دانشجو را تهدید میدانند، اظهار داشت: اینکه کسانی در جامعه هستند که دانشگاه، استاد و دانشجو و ملزومات آن را مشکل و تهدید می دانند، یک حقیقت و امری طبیعی است و باید دید که ریشه این مشکل کجاست؟
در پاسخ به سوال مخاطب محترمی که با استناد به انتقاد سایت مشرق از دکتر سریع القلم در اینجا بخاطر کراوات زدن در اجلاس داووس از اینجانب توضیح خواسته بود باید عرض کنم تا آنجایی که بنده اطلاع دارم ایشان بعنوان شخص حقیقی در این اجلاس شرکت می کنند و ایشان بطور رسمی مشاور اقای روحانی نیستند و از این رو الزامی به رعایت پروتکل های وزارت خارجه ندارند و تشخیص اینکه چه لباسی بپوشند و چه مواضعی اتخاذ کنند با خود ایشان بعنوان استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی است نه یک دیپلمات یا مقام رسمی .
ادامه استقلال خواهی لازمه ی پیشرفت ایران
تهران امروز: امیر دبیری مهر
یکی از بهترین و موثق ترین راههای شناخت انقلابها و جنبشهای مردمی در جهان توجه به شعارهای اصیل برامده از آن جنبش است . در انقلاب اسلامی نیز شعار محوری مردم یعنی ((استقلال ازادی جمهوری اسلامی )) در واقع چارچوب و مرام نامه مشترک ملتی است که توانست در سال 1357 بر سلسله ناکامیهای سیاسی و مبارزاتی خود خط بطلان کشیده و طعم شیرین پیروزی را بچشد. در 35 سال گذشته نیز سیاست داخلی و خارجی در ایران حول این 4 مفهوم کلیدی سامان یافته و همه تکاپوهای سیاسی برای حصول و وصول این 4 ارمان قابل تحلیل است .
استقلال و عزت طلبی یکی از ریشه دار ترین ارمانهای ملت ایران است که هم در مشروطه و هم در نهضت ملی شدن صنعت نفت مطرح بود ولی متاسفانه بطور ناقص حاصل شد اما پس از مدتی کوتاه از دست رفت اما در انقلاب اسلامی بعنوان یک خواسته سرکوب شده در گذشته مجددا سر براورد. رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) نیز نماد و اسوه این عزت خواهی و استقلال طلبی بود و اتفاقا جرقه های نخستین انقلاب نیز در 1342 از همین موضع روشن شد زمانی که ایشان از خطر وابستگی ایران عزیز و زیر پا گذاشته شدن عزت ایرانیان در برابر برتری جویی امریکاییها سخن گفت و توده های ملت را هوشیار و آگاه ساخت . در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همین ارمان و روحیه استقلال خواهی استمرار یافت و برای زنده نگه داشتن آن مردم هزینه های سنگینی را با افتخار متحمل شدند که مهمترین آن دفاع مقدس بود که در تاریخ معاصر بعنوان سند عزت و ازادگی یک ملت برای حفظ استقلال ملی شناخته می شود.
اگر به مجموعه خصومت ها ودسیسه های دشمنان ایران در قرن معاصر بویژه 35 سال اخیر نگاه کنیم متوجه می شویم که ظاهرا ارمان استقلال خواهی و اتکای به درون و استعدادهای ملی و تکیه به ارزشها و اصول دینی و ملی و انقلابی مانع اصلی تحقق دشمنی های همه جانبه علیه این کشور بوده است . به عبارت دیگر ظاهرا پیشرفت ایران در همه عرصه ها در گرو برخی ارمانهای اساسی است که مهمترین انها همین استقلال خواهی است . از این رو دشمنان ملت ازآنجا که با پیشرفت و توسعه ایران مخالف هستند لازمه انکار ناپذیر آن یعنی استقلال را نشانه گرفته اند و به عبارتی و قرائتی متفاوت می توان گفت کشمکش های 35 ساله سیاست خارجی ایران و غرب پیرامون استقلال بوده و هست .
برای نمونه موضع گیریهای اخیر مقامات امریکایی بعد از توافق ژنو که از موضعی فرعون وار و متکبرانه و گستاخانه صورت می گیرد - که نیازمند پاسخ درخور مقامات و نخبگان و نویسندگان و هنرمندان و روزنامه نگاران غیرتمند و ملی گرا و عزت طلب است - همان عزت و استقلال ایرانیان را نشانه گرفته است و در بهترین شکل و صریح ترین صورت ازخوی استکباری و بدخواهانه امریکا علیه ایران اسلامی پرده برمی دارد و جای هیچ انکار و شبهه ای برای دیگران باقی نمی گذارد برای آنهایی که با خوش باوری تصور می کردند و می کنند که می توان با تکیه و اعتماد بر قدرتهای خارجی و بیگانه و در حاشیه قراردادن توان و اقتدار و منا بع داخلی به پیشرفت و اقتدار دست یافت . از قضا یکی از بهترین دستاوردهای نرمش قهرمانانه در سیاست خارجی در ماههای اخیر پرده افتادن از نیات شوم ، ماهیت استکباری و متجاوزانه دشمنان ملت ایران است . کسانی که اگر کوچکترین نیت خیر ی در آنها وجود داشت باید در این مقطع از تاریخ شاهد موضع گیریهاو تصمیمات منصفانه و مودبانه از جانب انها برای جبران مافات گذشته می بودیم به گونه ای که مقداری در تصور ایرانیان از امریکا تغییر حاصل شود که متاسفانه تا کنون نه تنها اینچنین نشده بلکه مواضع اخیر مقامات امریکایی به خیل امریکا ستیزان در ایران افزوده است . نشان می دهد نشستن آنها بر سر میزمذاکره با ایرانیان نیز از سرناچاری و ضعف بوده است و بس .
همین واقعیت موجب شد که در در استانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که یکی از ارمانهای اصلی آن استقلال طلبی است رهبر فرزانه انقلاب باردیگر با تبیین مفهوم استقلال طلبی از رابطه مستقیم آن با پیشرفت سخن گفته و تاکید کنند که " قدرتهای خارجی و مداخله گر از حس استقلال هر كشوری می هراسند لذا همواره سعی می كنند با شیوه های گوناگون، حس استقلال خواهی در ملتها و مسئولان آنها را تضعیف كنند و دستگاههای تبلیغاتی قدرتهای سلطه گر و عوامل داخلی آنها تلاش دارند تا اینگونه وانمود كنند كه تكیه بر منافع و هویت ملی با پیشرفت سازگاری ندارد، بنابراین اگر كشوری بخواهد پیشرفت كند باید از میل استقلال خواهی خود، بكاهد در حالی که این حرف كاملاً غلط، و ساخته و پرداخته كسانی است كه با استقلال كشورها مخالفند. زیرا استقلال به معنای سدّی در مقابل نفوذ كشورهایی است كه می خواهند منافع ملتها را تحت الشعاع منافع خود قرار دهند."
این تبیین و تاکیدات قبلی ایشان مبنی بر تکیه به توان و منابع و ظر فیتهای داخلی در مسیر پیشرفت کشور نشان می دهد همه مسئولان ودست اندرکاران و اقشار مختلف در حوزه های گوناگون باید برای ادامه راه سربلند انقلاب اسلامی ضمن حفظ هوشیاری و بی اعتمادی به دشمن و وعده و وعیدهای آن با وحدت و اتحاد و امیدواری و تلاش و همت والا موانع پیشرفت را پشت سرگذاشته و انقلاب اسلامی را به اهداف عالی آن نزدیک تر سازند و نقد عزم ملی را به نسیه تکیه بربیگانه نفروشند.
زمستان ها گاز نداريم تابستان ها آب نداريم
برف زدگي دستگاههاي اجرايي
تهران امروز :امير دبيري مهر
چند سالي است با فرارسيدن فصلهاي زيباي پاييز و زمستان نهادهاي و دستگاههاي اجرايي از طرق مختلف هشدار مي دهند كه بارندگي ها كم است و مردم در مصرف اب و گاز و برق و بنزين و گازوييل و حتي هوا صرفه جويي كنند تا با جيره بندي و سهميه بندي و زوج و فرد مواجه نشويم . ظريفي مي گفت با ادامه اين روند به زودي براي مرگ و مير و زاد و ولد نيز طرح زوج وفرد اجرا خواهد شد زيرا دستگاههاي ذي ربط توان رسيدگي به اين همه رفت و امد را ندارند. البته صرفه جويي و مصرف بهينه يك اصل مترقي و انساني است كه همواره بايد مورد توجه شهروندان و دست اندركاران باشد يعني هم شهروندان بايد از الگوههاي صحيح مصرف پيروي كنند و هم دست اندركاران و مسئولان ذي ربط سازو كارهاي صحيح مصرف را فراهم سازند و اجازه مصرف بي رويه را به هيچ فرد و سازمان و موسسه اي ندهند. اما روي سخن ما در اينجا حلقه مفقوده ناكارامدي دستگاهها و نهادهاي اجرايي است كه همچنان در عمل مقهور طبيعت هستند . اين دولت و آن دولت هم با هم فرقي ندارندمشكل زير ساختي و زيربناييو مديريتي است . چند سالي است در ماههاي اذر و دي ماه كه پديده الودگي هوا گريبان شهرهاي بزرگ را مي گيرد تقريبا همه دستگاهها علي رغم تلاشها و حساسيتها و تدابير !!! چشم انتظار باد و باران هستند كه بلكه طبيعت به داد انسانها ي ساكن در شهرهاي بزرگ برسد .و هيچ عزمي نيز بر اي وا
گذاري حل اين مشكل به دستگاهي معين وجود ندارد و مدل پاس كاري بين دستگاهي فعلا الگوي حاكم در مواجهه به اين مشكلات است .همين چند روز قبل از بارش برف سنگين در كشور دائم صحبت از كمي بارش برف و باران بود و اينكه منابع آبي كاهش يافته و احتمالا آب جيره بندي خواهد شد و اين روزها كه بحمدلله بارش خوبي سراسر كشور را فراگرفته مشكلات فراواني كه در استانهاي گيلان و مازندران بروز يافته و موجب سختي و رنجش هموطنان عزيزمان در اين استانها شده تا حدودي شيريني اين بارش ها را به كام همه نوع دوستان تلخ كرده است و دستگاههاي اجرايي نيز باز علي رغم تلاشهايشان چندان در رسيدگي به اين عزيزان برف زده موفق نبوده اند . زيرا اگر واقع بينانه بنگريم مديريت اجرايي و و ساختارهاي اجرايي كشور سالهاست يخ زده و برف زده است و انعطاف پذيري لازم را ندارد. براي مثال سوال اينجاست كه وقتي حدود يكماه قبل امريكا دچار برف زدگي شديد شد ايا سازمان هوا شناسي نمي توانست احتمال دهد كه بخش هاي از ايران نيز دچار اين مساله خواهد شد و تدابير پيشگيرانه بطور جدي اتخاذ شود؟ ايا بهتر نبود رسانه هاي به اصطلاح حامي دولت بجاي اين همه جنجال و هياهو در خصوص حادثه ناگوار اتش سوزي در تهران هشدارهاي پيشگيرانه به دستگاههاي دولتي و اجرايي مي دادند تا خسارات و گرفتاريهاي مردم مازندارن و گيلان كاهش يابد ؟ ايا صحيح است امروز كه مشكلي بر اثر بارش نزولات اسماني رخ داده تعدادي از رسانه ها در تلافي رفتار غير حرفه اي و غير منصفانه رسانه هاي ديگر بجاي كمك به حل مساله بطور هماهنگ و يك صدا خواستار استعفاي فلان وزير و بهمان مدير شوند و اسم آن را بگذارند مطالبه گري و پاسخگويي طلبي ؟ اخلاق و انصاف مي گويد اين شيوه صحيح مواجهه با مشكلات نيست و اگر يك جريان سياسي و رسانه اي كه خود را حامي دولت مي د اند دچار اين اشتباه فاحش شده است نبايد ديگران دومينو مانند چنين خطايي را تكرار كنند زيرا دود آن به چشم مردم عزيز خواهد رفت .مثال ديگر سوء تدبير در توزيع سبد هاي كالاست كه منجر به زحمت ومشقت و حتي تخريب شخصيت مردم شده است .و حتي گفته مي شود در صفهاي طويل دريافت سبد تلفاتي نيز رخداده است كه اگر اينچنين باشد بايد مد عي العموم وارد ميدان شود . ايا صحيح است امروزبا اغراض و اهداف سياسي و جناحي و باندي بجاي نقد روش توزيع اين سبدها اصل رويكرد و هدف دولت به اقشار محروم را زير سوال ببريم ؟ كاري كه متاسفانه يك جريان رسانه اي و سياسي در مقاطع گوناگون از آن دريغ نكرده است .فراموش نكنيم نقدهاي ما به دولت قبلي نيز بخاطر رويكردهاي دولت به اقشار محروم نبود بلكه همه اختلافات بر سر شيوه هاي اجرا و بي توجهي به دانش و تجربه بشري بود و بس. ايا بهتر نبود كه در توزيع اين سبد ها ي كالا در اين حجم گسترده از بخش خصوصي درخواست مشاركت و همكاري مي شد و از تجربه و تخصص در اين حوزه استفاده مي شد ؟ چگونه است كه كه در كشور ما اين شجاعت و عزم وجود ندارد تا توزيع يك گوني برنج و چند دانه روغن و تخم مرغ را به بخش خصوصي واگذار كنيم ولي مدعي مي شويم بايد دولت را كوچك كنيم ؟ البته كه بايد دولت را كوچك كنيم اما نقطه شروع آن بايد از حوزه هاي اجرايي و خدماتي باشد تا در ابتدا جرات و شهامت اين واگذاريها ايجاد شود و گام به گام به حوزه هاي حساس تر تسري يابد.
بهر حال دو نمونه مذكور نشان داد كه:
اولا ساختارهاي اداري و اجرايي كشور فراتر از دولتهاي حاكم از چالاكي و چابكي و كارايي لازم برخوردار نيستند و بايد بطور جدي و اصولي تر براي انها چاره انديشي كرد زيرا اين نهادها در مواقع بروز مشكل دچار عقب ماندگي مي شوند.
ثانيا اغلب مديران و نيروي انساني اين نهادها نيز مردان و زنان روزهاي افتابي هستند نه روزهاي بروز مشكل و بحران كه نيازمند مديريت جهادي است
ثالثا دولت تدبير و اميد به ارامي وارد عرصه ازمون عملي اميد بخشي و اتخاذ تدبير شده است .در اين دو مورد مذكور نمره خوبي بدست نياورد و اميدواريم در اينده كارنامه بهتري كسب كند و ما نيز براي كمك به افرايش اميد اجتماعي و اتخاذ تدابير داهيانه همه جانبه پشتبيان دولت محترم هستيم
رابعا خوب است برخي رسانه ها و جريانهاي به اصلاح حامي دولت ا زاين دو اتفاق درس عبرت گرفته و در مواقع بروز مشكل در كشور بجاي سوء استفاده سياسي و هجمه و هياهو به اطلاع رساني و تحليل هاي واقع بينانه و صادقانه و راهگشا بپردازند و فراموش نكنند هر كسي دو روزي نوبت اوست .
با دکتر امیر دبیریمهر، استاديارعلوم سياسي در دانشگاه و پژوهشگر جامعهشناسی سیاسی درباره خانوادههای سیاسی و سنت سیاست خانوادگی گفتوگو کردیم. دبیریمهر میگوید نگاه خانوادگی به سیاست و نگاه به خانوادههای سیاسی بعنوان نرده بان ارتقا در ساختار سیاسی کشور موجب شکلگیری اشرافیت سیاسی میشود که نه تنها با روح انقلاب اسلامی در تعارض است، بلکه در سیاست ورزي به عنوان يك پدیده مدرن نیز، کارکردها و پیامدهای منفی دارد.
· هرچند سیاست و امر سیاسی و سياست ورزي در دوران معاصر بواسطه هاي دستاوردهاي فراواني كه داشته پدیدهای مدرن تلقی میشود اما ایران سياست همچنان برآمده از سنتها و تخته بند سنتهااست و یکی از همین سنتها، سنت خانوادگی و فامیلی است که از گذشته تاکنون در سیاست ایران تاثیر داشته و دارد.در واقع خانواده هاي سياسي شكل كوچك شده همان فرهنگ سياسي عشيره اي و قبيله اي در كشورهاي خاورميانه اي است . یکی از ثمرههای تاثیر سنتهای خانوادگی در سیاست ایران، بروز و ظهور مسئله آقازادهها در سیاست و اقتصاد سیاسی است.
· فارغ از اینکه بخواهیم حضور و شکلگیری پدیده آقازادهها را نقد کنیم، بیشک پدیده آقازادهها ناشی از نگاه خانوادگی به سیاست است به این معنی که فرزندان و وابستگان و در یک کلام، خانواده مرتبط با یک چهره سیاسی به دنبال او وارد عرصه سیاست و حتی اقتصاد میشوند و از كنار اين وابستگي هاي نسبي و سببي از منافع اقتصادي و اجتماعي آن بهره مند مي شوند.
· ما در ساختار سیاسی ایران با پدیده سیاست خانوادگی مواجه هستیم اما این موضوع به این معنا نیست که در خانوادههای سیاسی همیشه همه اعضا لزوما یک شکل و همفکر باشند. برخلاف دورههای پیش از انقلاب که روابط فامیلی مبناي عقيده و باور و گرايش سياسي اعضاي خانوادههای سیاسی محسوب میشد و اعضای یک خانواده سیاسی همه در یک خط فکری و سیاسی حرکت میکردند، در سیاست امروز ایران فکر و اندیشه در خانوادههای سیاسی اصالت دارد و مبنا قرار میگیردو گرايش ها و باورها لزوما تابعي از متعلق به يك خانواده بودن نيست به همین دلیل است که ما مصداق هاي زيادي داريم كه افرادی از یک خانواده با اندیشههای سیاسی مختلف و گاه حتی متضاد وجود دارند.
· بدون شک احزاب، نهادهای مدرن اصلی برای کارکردهای مدرن سیاسی هستند. اما به دلیل آنکه ایران در حوزه سیاست نو و مدرن نشده است و احزاب در ایران به طور جدی شکل نگرفتهاند، ما خودمان را به در و دیوار زدیم و جایگزینهایی برای آن نهاد اصلی ایجاد کردهایم. یکی از همین «در و دیوارها» و در واقع یکی از همین جایگزینها، خانوادههای سیاسی و سیاست خانوادگی است. سیاست خانوادگی و ارتباطی همچون سیاست محفلی، سیاست گعدهای و سیاست هیئتی جایگزینی است که در فقدان احزاب، به عنوان نهاد اصلی توسعه سیاسی به وجود آمده است.
· متاسفانه در ایران به دلیل فقدان شکلگیری و حضور احزاب جدی و قدرتمند، افراد به جای آنکه دانش سیاست را در دانشگاه و آداب سیاست را در احزاب و در نتیجه کار مستمر و طولانی مدت حزبی بیاموزند، برای ورود به سپهر سیاسی به هیئتها، گعدهها یا خانوادههای سیاسی وصل میشوند و به دلیل حضور در یک خانواده سیاسی، در فضای سیاسی رشد میکنند که این موضوع بیشک پیامدهای منفی در ساختار سیاسی کشور دارد.
· سیاست خانوادگی و سیاستورزی از رهگذر روابط خانوادگی، پیامد نبود نظام حزبی و تحزب در ایران است. این نگاه خانوادگی به سیاست یکی از موانع اصلی عبور از مرحله گذار 100 ساله و طولانی مدت مدرن شدن ساختار سیاسی ایران محسوب میشود.
· یکی از پیامدهای منفی و مضر نگاه خانوادگی به سیاست و سیاست خانوادگی بر ساختار سیاسی ایران، شکلگیری اشرافیت سیاسی است. اشرافیت سیاسی به این معناست که افراد نه به واسطه مسئولیتپذیری، تعهد، مشروعیت، دانش و آگاهی و توانمندی سیاسی، بلکه به واسطه خانواده و روابط اسمی و خانوادگی وارد سپهر سیاست میشوند و حتی در مصادر مهم سیاسی قرار میگیرند. حضور فامیلی و رابطهای افراد بر مصادر سیاسی، آسیبهای بزرگ و گاه جبرانناپذیری به ساختار سیاسی کشور و نظام و انقلاب وارد میکند که نمونههای آن پیش از این دیده شده است.
· اشرافیت سیاسی برآمده از نگاه خانوادگی به سیاست در ایران، با روح انقلاب اسلامی و اندیشههای سیاسی امام خمینی (ره) در تضاد و تعارض است چراکه اندیشه سیاسی امام (ره) مبتنی بر حضور مردم در عرصه سیاست بوده است. امام (ره) آقازاده سیاسی نبودند و آقازاده پروری هم نمیکردند. آرمانهای انقلاب اسلامی نمیتواند با طبقه اي به نام اشراف سیاسیو سازوكار اشرافيت به پیش برود و محقق شود.
· هنگامی که به سیاست به عنوان امر مدرن نگاه کنیم هم، اشرافیت سیاسی و بازتولید حضور وابستگان فامیلی به جای متخصصان و نخبگان در فضای سیاسی یک کشور، آثار مخربی بر ساختار سیاسی دارد و مشارکت سیاسی را به شدت کاهش میدهد.
· یکی از پیامدهای منفی دیگر برآمده از نگاه خانوادگی به سیاست، کاهش مشارکت سیاسی نخبگان و محدود شدن دایره حضور متخصصان در عرصه سیاست است. هنگامی که خانوادههای سیاسی و سیاست خانوادگی در یک ساختار سیاسی پررنگ میشود، انگیزه کنش سیاسی نخبگان به شدت پایین میآید چراکه آنها فکر میکنند به دلیل وابسته نبودن به خانوادههای سیاسی امکان حضور و فعالیت و ارتقا در ساختار سیاسی را ندارند و وارد این عرصه نمیشوند.
متن زير خلاصه گفتگوي هشمهري جوان با بنده در خصوص رابطه اخلاق و محبوبيت به بهانه محبوبيت علي پروين است .
محبوبیت، پاداش معامله با خداست
افرادی مثل علی پروین به داشتن ادبیاتی خاص معروف هستند. ادبیاتی که مختص جوانان دهه پنجاه است؛ ساده، صمیمی و داش مشتی وار. این ادبیات برای من همیشه خوشایند بوده چون از یک صداقت و راستی حکایت دارد. برای مردم هم این ادبیات دلنشین تر از آن ادبیات ظاهرا آراسته ای است که در بیشتر موارد حکایتگر دروغ و دورویی است. درواقع در سبک ادبیات امثال علی پروین همه چیز در ظاهر کلام بیان می شود و چیزی و نیتی پنهانی در پشت واژه ها پنهان نمیشود. این نوع رفتارصادقانه و صریح این روزها در هرچند در جامعه ما به حاشیه رفته اما با این حال همچنان در نهانخانه دل مردم وجود دارد و گاهی بیدار میشود. حتی اگر فردی خود این ویژگی ها را نداشته باشد و به آن عامل نباشد، ظهور و تبلورش در دیگران را دوست دارد و معاشرت با چنین افرادی را میپسندد.
نکته بعدی این است که شهرت معمولا با تکنیک های مختلفی به دست آید اما محبوبیت نه. برای محبوبیت باید در برخی ویژگی ها شناخته بشوید. آدم هایی مثل علی پروین با صفاتی مثل صفا و صمیمیت شناخته میشوند و همین محبوب شان کرده است . این نشان میدهد، آنها که برای به دست آوردن محبوبیت و دیده شدن هزینه های زیادی می کنند کارشان تاثیر زیاد و بلند مدتی ندارد. این هزینه کردن ها در یک دوره کوتاه باعث شهرت میشوند اما آنچه آدم را محبوب میکند اخلاقیات است. البته قرار نیست کسی معلم اخلاق باشد. علی پروین هم یک معلم اخلاق نیست. اصلا خیلی از معلم های اخلاق هم هستند که محبوب نیستند. آنچه فرد را محبوب میکند، این است که او متخلق به اخلاق باشد. این یک قرارداد و اصلا یک سنت الهی است. مولانا میگوید:« این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید ندا ها را صدا» آدم هایی که روی اخلاق خودشان کار میکنند، از خداوند پاداشی به نام محبوبیت دریافت می کنند که لذت این محبوبیت با هیچ نعمتی قابل مقایسه نیست . مشهورترین مثالش محمدرضا تختی است. بعد از این همه سال هنوز هم محبوب است و مردم عکسش را در محل کسب و کارشان نگه میدارند. چون به مردم عشق داشت.نمی توان مردم را دوست نداشت و توقع داشت مردم تو را دوست داشته باشند . این یک رابطه دو طرفه است . تختی مردم را دوست داشت . او با خدای خودش معامله کرد و این پاداشش بود.
در نهایت باید گفت آنانکه به دنبال محبوبیت هستند اولا باید بدانند شهرت همیشه همراه با محبوبیت نیست و محبوبیت نیز عکس العمل و نتیجه اخلاق مداری و ارزش مداری در زندگی و در تعامل با دیگران است نه چیزهای دیگر که اعتباری هستند و اصالتی ندارند.
معاونت پژوهشی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق علیه السلام با همکاری انجمن علمی دانشجویان سیاسی دانشگاه برگزار می کند:
کارگاه نقد و بررسی اندیشه سیاسی غرب : جان استوارتمیل
A Workshop on Western Political Thoughts: John Stuart Mill
مدرس: پروفسور نورمن گری فینکلشتاین
Prof. Norman Gary Finkelstein
استاد برجسته علوم سیاسی، نویسنده، تحلیلگر مسائل سیاسی، شخصیت برجسته عملی و بین المللی آمریکایی
Political analyst and writer, the US prominent international figure in political studies
زمان: 19 – 20 – 21 بهمن ماه، ساعت 13 الی 16 From 1 p.m. to 4 p.m. February 8-10 2014
مکان: بزرگراه شهید چمران، پل مدیرت، دانشگاه امام صادق (ع)، معاونت پژوهشی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی
Islamic Teachings & Political Science Faculty, Imam Sadiq University,
Modiriat bridge, Chamran highway
Tehran, Islamic Republic of Iran
زبان تدریس: انگلیسی English will be the spoken in the workshop
شيخ را گفتند : علم بهتر است يا ثروت ؟
شيخ بيدرنگ شمشير از ميان بيرون آورد و مانند جومونگ مريد بخت برگشته را به سه پاره ي نامساوي تقسيم نمود و گفت : سالهاست که هيچ خري بين دو راهي علم و ثروت گير نميکند .....
مريدان در حاليکه انگشت به دندان گرفته ولرزشي وجودشان را فرا گرفت گفتند يا شيخ ما را دليلي عيان ساز تا جان فدا کنيم .....
شيخ گفت :در عنفوان جواني مرا دوستي بود که با هم به مکتب ميرفتيم ، دوستم ترک تحصيل کرد من معلم مکتب شدم...
حالا او پورشه داره...من پوشه...
او اوراق مشارکت دارد،ومن اوراق امتحاني...
او عينک آفتابي من عينک ته استکاني...
او بيمه زندگاني.من بيمه خدمات درماني...
او سکه و ارز...من سکته و قرض....
سخن شيخ چون بدينجا رسيد مريدان نعره اي جانسوز برداشته و راهي کلاسهاي آموزش اختلاس گشتندي ....
پرتاب كردن آشغال و زباله از درون خودرو به بيرون
پارك كردن خودرو در پياده رو يا جلو درب منزل يا پاركينگ ديگران
صف كشيدن مردان خياباني يا هرزه خودرو سوار در كنار خيابان براي زناني كه كنار ميادين و خيابان ها منتظر تاكسي هستند
خشونت زباني و فحاشي هاي بي شرمانه در ترافيك تهران بخاطر مسائل بسيار ابتدايي
خفت گيري و كيف قاپي در روز روشن در خيابانها و كوچه ها
و دهها ناهنجاري ديگر كه روزانه مي بينم و از كنار آن به اسودگي مي گذريم .
از اين دست ناهنجاريهاي دل آزار و شرم آور در زندگي درتهران به وفور ديده مي شود و چشم ها و ذهن هاي حساس و مسئول را به خود مشغول مي كند هرچند عده اي كبك وار خواهان نديدن و كم توجهي به اين معضلات هستند و با خود فريبي اي به نام خوش بيني و مثبت انديشي نمي خواهند باور كنند كه اين شهر دچار ويروس هاي سهمگيني شده است و بايد براي آن چاره انديشي كرد. بماند كه آنچه بعنوان شاهد آورده شد روي پوست شهر است و در اين مجال نه مي توان و نه مجال آن وجود دارد كه مقداري به زير پوست شهر برويم وگرنه به شكل منطقي(( صورتي درزير دارد انچه در بالاستي)). به عبارت ديگر اين همه بي قوارگي و نازسازواري و پلشتي هاي رفتاري در روي پوست شهر تهران تنها گوشه هايي از دريا دريا تالابهاي متعفن در زير پوست شهر استكه تحليل و واكاوي آن هفتاد من مثنوي خواهد شد.
سخن درباره شهري است كه از حداقل اخلاق و مدنيت براي يك زندگي حداقلي خالي است . وضعيت نابسامان پيش امده ناشي از دلايل و علل متعددي است كه شرح انها موضوع اين نوشته نيست اما براي تحمل پذير كردن اين شهر براي زندگي بايد بگويم ناگزير بايد روشهاي قهر اميز را در مقام مسكن و پيشگيري از تشديد بحران بكار گرفت زيرا هزينه تخلف و هنجار شكني و تضييع حقوق ديگران در اين شهر بسيار پايين است و هزار و يك دليل قانون شكنان را از تعدي و تجاوز و هدم حقوق ديگران باز نمي دارد. يك نمونه عيني آن وضعيت رانندگي و عبور و مرور افسار گسيخته در شهر است كه هم فرهنگ ديرپاي ايرانيان را در سطح جهاني به سخره گرفته است و هم خسارات و تلفات جبران ناپذيري را براي شهروندان بي گناه به بار اورده است و گويي هيچ عزم جدي براي مقابله با موجوداتي انسان نما بعنوان رانندگان متخلف در اين شهرو جاده ها وجود ندارد . كساني كه مانند قاتلان متحرك هر لحظه امكان دارد جان انساني را بستانند. چرا بايد داشتن سلاح به خاطر خطرات آن جرم باشد اما رانندگي ناهلان بر ارابه هاي مرگ بي خطر تلقي شود واقعا چرا كساني كه از اوليه ترين مباني و مبادي شهروندي و رعايت حقوق ديگران بهره مند نيستند بايد حق تردد و حتي زندگي در شهر را در كنار ديگران داشته باشند ؟ چرا قوانين و مقررات كشور تا اين حد سهل انگار است ؟ كسي كه در عبور و مرور دربزرگراههاي تهران هيچ ارزشي براي جان ديگر انسانها قائل نيست چرا نبايد ماليات توحش و عادات بدوي به ديگران پرداخت نكند؟ و اساسا چرا بايد حق تردد و ازار رساندن به ديگران داشته باشد ؟ روزي در جلسه اي پيشنهاد دادم اگر با بازنگري در برخي باورهاي پوسيده خود هزينه رفتارهاي پرهزينه و غير مدني را بالا ببريم ميزان اين همه هنجار و قانون شكني و اخلاق گريزي قطعا و يقينا كاهش مي يابد. براي مثال اگر عكس و تصوير مزاحمان خياباني بانوان و خودروهايشان منتشر شود اينچنين بي شرمانه ميادين و چهار راه هاي پايتخت ايران اسلامي صحنه هرزگي عده اي نخواهد شد. اگر كساني كه با رفتارهاي پرخطر در بزرگراهها عملا به حقوق و امنيت مردم چنگ مي اندازند چند روزي در پاركها و ميادين شهر در قفس هايي نگهداري شده يا دست كم عكس انها براي مردم در گذرگاهها نمايش داده شود شرم و نگراني از اين مجازات قطعا منجر به كاهش اين رفتارهاي خواهد شد . خواهش مي كنم اعتراض نكنيد كه اين مجازاتها خلاف حقوق بشر و بي تناسب با جرم و تخلف و در دنيا بي سابقه است. پاسخ اين است كه چرا مظلوميت ها متضررين را ملاحظه نمي فرماييد . آن بانوي بارداري كه چند شب پيش در مسير غرب به شرق بزرگراه حكيم بدون هيچ گناهي و در پي تخلف راننده اي مجرم كشته شد احساسات بشر دوستانه را تحريك نمي كند ؟ و دهها مورد ديگر كه ذكرآن موجب اطاله كلام مي شود؟ چرا نبايد قانوني وضع شود كه متخلفاني كه مكررا در رانندگي رفتارهاي پرخطر انجام مي دهند نه تنها ازحق رانندگي محروم بلكه از معامله و مالكيت خودرو نيز محروم شوند. چرا كساني كه در روز روشن از خودروي خود زباله به بيرون پرتاب مي كنند نبايد جريمه اي معادل حقوق يك سال رفتگر همان خيابان را پرداخت كنند؟ شك ندارم دو دسته از مخاطبان اين نوشته با ايندست ايده ها مخالف هستند و نگارنده را مورد عتاب قرا ر مي دهند . دسته اول احيانا خاطيان و عاملان به چنين رفتارهايي كه البته بعيد است اينان اهل مطالعه و خواندن و شنيدن باشند ودسته دوم سهل انگاران و بي تفاوتهايي كه اموخته اند بايد با هر مصيبتي سوخت و ساخت . اما روي سخن من در اين نوشتار نمايندگان محترم مجلس ، حقوقدانان عزيز ، نيروي انتظامي ، روزنامه نگاران و نويسندگان و هنرمندان هستندكه كمي جدي تر و عملي تر به اين مشكلات توجه كنند . شهر تهران بعنوان الگوي شهري در كشور بايد به گونه اي مديريت و بازسازي شود كه مردم قانون مدار ، اخلاق مدار و مسئول و اهل اداب و رعايت حقوق ديگران در آن راحت و آسوده تر زندگي كنند و در آن احساس آرامش و امنيت كنند و بالعكس قانون گريزان و ياغيان و اخلاق ستيزان و هنجار شكنان در اين شهر احساس نا امني و عدم ارامش كنند . به هرطرف كه نگاه كنند ديوارهاي بلندي بعنوان مانع در برابر رفتارهاي متوحشانه و غير مدني خود ببيند و نه با موعظه و توصيه بلكه به شكل ساختاري باور كنند كه زندگي در شهر قواعد و الزامات جدي و جبري دارد و براي اينكه همه بتوانند در كنار هم زندگي كنند ناگزير از رعايت و احترام به انها هستند و تخلف از انها بسيار پرهزينه و گاه غير قابل جبران خواهد بود.
تهران امروز : حادثه کشته شدن دو شهروند در پی آتش سوزی در تهران بسیار متاثر کننده است و همانطور که مسئولان ذی ربط اعلام کرده اند باید با بررسی همه جانبه این رخداد تلخ اولا اگر تقصیری متوجه فردی یا نهادی است رسیدگی شود ثانیا با رسیدگی به بازماندگان این دو شهروند که ازقضا در بعد اقتصادی از اقشار آسیب پذیربودند مقداری از آلام و رنج های آنها کاسته شود و ثالثا تدابیر لازم برای جلوگیری از تکرار چنین رویدادهایی اندیشیده شود.
تصور نمی کنم در خصوص محورهای فوق بعنوان ضرورتهای انسانی و مدنی و قانونی در قبال این رویداد اختلاف نظری وجود داشته باشد اما در روزهای اخیر برخی رسانه ها وقتی جریحه دار شدن احساسات عمومی را در پی وقوع این حادثه مشاهده کردند با رویکردی فرصت طلبانه و غیر منصفانه و سیاست زده در حد ابزار انحراف عمومی در خدمت برخی ورشکشتگان سیاسی قرارگرفتند و به با بغض و نفرت در پوشش شعارها و ژست ها عوام فریبانه تلاش کردند از مدیریت جهادی حاکم بر مدیریت شهری انتقام بگیرند. هرچند این رفتار نتیجه ای محسوس نخواهد داشت ولی ذکر چند نکته در خصوص آن ضروری است .
1- آنچه که واقعیت دارد و با هوچی گری و هیاهو نمی توان آن را انکار کرد این است که مدیریت جهادی حاکم بر مدیریت عالی شهرتهران در عمل نشان داده در توجه به حقوق شهروندی و جلوگیری از تعدی به حریم انسانها در حوزه اختیارات و وظایف خود بیشتر از دیگران بویژه مدعیان بی عمل غیرت و حساسیت داشته است و حتی در مواردی که تخلف یا قصوری صورت گرفته پیشتر از دیگران با متخلفان برخورد کرده است و اتفاقا یکی از رمزهای موفقیت عملکرد شهردار تهران در 8 سال گذشته در تهران همین نگاه و رویکرد بوده است بنابراین مخالفان مدیریت جهادی موضوع خوبی را برای بهانه قرار دادن انتقام گیری از سبک مدیریت جهادی انتخاب نکردند و از این نظر ذکاوت کافی به خرج ندادند.
2- یکی از سازمانهای خدماتی کشور که در سالهای اخیر از نظر تجهیز ناوگان ونیروی انسانی و گسترش کمی تحولات بسیار مثبت و سازنده ای داشته سازمان آتش نشانی تهران بوده است که نگاهی به عملکرد حساس این سازمان نشان می دهد موفق و کارامد و رو به توسعه بوده است و پیشنهاد می شود در این روزها گزارش دقیقی از عملکرد آن برای تنویر افکار عمومی منتشرشود. اما با فرض اینکه در حادثه اخیر قصوری از ناحیه تعدادی از آتش نشانان صور ت گرفته باشد – که هنوز قضاوت زود است و باید منتظر گزارش نهایی باشیم – آیا این رفتار منصفانه و اخلاقی و انسانی است که عده ای چنین بی رحمانه به این مجموعه خدوم و مخلص و موفق هجمه کنند و برای برخی اهداف پست و ناچیز دنیوی و سیاسی فرزندان ایثارگر و شجاع خود در یک نهاد خدماتی را تضعیف کنند ؟
3- متاسفانه در کشور حادثه خیزی زندگی می کنیم که فقط در حوزه سوانح رانندگی شاهد کشته شدن سالانه بالغ بر 30 هزار شهروند هستیم که در نوع خود در جهان کم نظیر است و در میان دلایل این وضعیت عمده آن به عملکرد ضعیف نهادها و دستگاههای ذی ربط باز می گردد. در حوزه اورژانس همه می دانیم که وضعیت بسیار غیر قابل قبولی داریم و در بسیاری از حوزه های دیگر استانداردها بطور کامل رعایت نمی شود و همین قانون گریزی و بی مسئولیتی در بخشهای مختلف سالانه منجر به خسارات جانی و مالی فراوانی به شهروندان می شود که باید برای کاهش آنها همه دستگاههای کشور بسیج شوند اما پرسش اساسی اینجاست که در مواردمشابه و به مراتب جانگذار تر مانند مواردی که شهردار محترم تهران اخیرا در مصاحبه با خبرنگاران به آنها اشاره کردند کدام دستگاه و نهاد و مسئولی شجاعت و شهامت داشت مانند دکتر قالیباف قول رسیدگی در موعد زمانی مشخص بدهد ؟ آیا غیر از این است که در گذشته همواره بعد از گذشت زمان و کم رنگ شدن حساسیت حادثه ، مسئولیت نهادهای ذیر بط نیز به بوته فراموشی سپرده شد؟ واز این تاسف بار تر اینکه عده ای افراد سیاست زده و غیر منصف در موارد مشابه حقوق مردم را قربانی مصلحتی به نام اغراض سیاسی و حزبی کردند که اگر قرار باشد مصادیق آن ذکر شوند مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد .
این یادداشت را به یک نکته امیدوار کننده پایان خواهم برد و آن اینکه مدیریت شهر ی تهران بویژه شهردار محترم با عملکرد جدی و پاسخگویانه و مسئولانه در رسیدگی به حادثه مذکور نشان خواهد داد که برخی مغرضان با هجمه های اخیر خود تنها باردیگر بی تعهدی خودشان به اخلاق و حقوق مردم و سیاست زدگی را نشان دادند و از سوی دیگر نیز امیدواریم مدیریت جهادی در این حوزه نیز با عملکرد موفق خود الگویی از پاسخگویی و حساسیت به حقوق شهروندی را بطور شفاف پیش روی مردم عزیزمان قرار داد.
چپس از حدود 3 سال آشوب و جنگ در سوريه كه منجر به كشته شدن دهها هزار انسان و اوارگي بالغ بر 2 ميليون نفر شده است امروز نشست بين المللي مذاكره براي صلح در ژنو سويس در حالي برگزار مي شود كه اين اجلاس يك غايب بزرگ دارد يعني جمهوري اسلامي ايران .نبود ايران در اجلاس ژنو 2 اين اجلاس را پيشايش با شكست و بي نتيجه بودن مواجه ساخته است . بر اي توضيح اين ادعا در ابتدا لازم است 8 بازيگر تاثير گذار بر سرنوشت سوريه را معرفي كنيم .
1- دولت و حكومت سوريه كه علي رغم درگيرشدن در يك نبرد مسلحانه با گروههاي متعدد تروريستي در 3 سال گذشته همچنان حاكميت خود را بر تماميت ارضي اين كشور حفظ نموده است .
2- برخي گروهها و افراد مخالف بشار اشد در سوريه كه خواهان گذار سياسي در اين كشور بدون جنگ و خونريزي به دوران پسا اسد هستند. اين گروهها مخالف استمرار حكومت خاندان اسد بوده و لزوما خواهان سرنگوني نظام سياسي سوريه نيستند. مانند شوراي هماهنگي ملي
3- برخي گروهها و مخالفان بشار اسد كه خواهان سقوط دمشق به هر قيمتي حتي جنگ و ترور هستند . اينان براي بيرون كردن صاحب خانه حاضرند خانه را ويران كنند. از اين رو چندان پايگاه مردمي قابل توجهي ندارند . ارتش ازاد سوريه و ائتلاف معارضان مستقر در تركيه اين دسته را شامل مي شوند مانند شوراي ملي سوريه و افرادي مانند برهان غليون و عبدالباسط سيدا و اسامه منجد
4- گروههاي تروريستي تكفيري و بنيادگرا و پارتيزاني مانند جبهه النصره و داعش كه با حمايت مالي و تبليغاتي و نظامي عربستان سعودي در سوريه به جنگ با مردم و دولت سوريه مشغول هستند و خواهان احياي طالبانيسم در شام و سپس عراق هستند.
5- عربستان سعودي و برخي از كشورهاي هم پيمان او در حاشيه خليج فارس كه سوريه را صحنه جاه طلبي مبتني بر دلارهاي نفتي خود در خاورميانه كرده و به هر قيمتي حتي كشته شدن صدها هزار انسان خواستار استقرار دولتي وابسته به خود در دمشق هستند.عربستان آشكارا با صرف ميليون ها دلار هزينه در حمايت از تروريستهاي مسلح در سوريه خواهان تلافي شكست سنگين خود در عراق پس صدام است . زيرا اكثريت مردم عراق به تفكر وهابي – سلفي نه گفتند و همچنان نيز با تحمل بمب گذاريهاي پراكنده هزينه آن را پرداخت مي كنند.
6- حاميان ثبات در سوريه مانند ايران و روسيه . اين دوكشور عميقا اعتقاد دارند راه حل سوريه جنگ و ترور و فشار نيست و بايد براي گذار سياسي در سوريه راه حل سياسي و مسالمت جويانه جستجو و اتخاذ كرد . اهميت رويكرد ايران و روسيه از اين جهت است كه تهران و مسكو از نفوذ قابل توجهي در ساختار سياسي و اقتصادي و حتي نظامي و امنيتي سوريه برخوردارند و توان اجرايي كردن ايده هايشان در دمشق وجود دارد. سوريه براي ايران از نظر حفظ محور مقاومت اسلامي در خاورميانه بويژه بعنوان ديوار حايلي در برابر تهديد ات امنيتي و نظامي اسرائيل نيز از موقعيت استراتژيكي برخوردار است و به تعبيري دمشق سنگر راهبردي مقاومت است كه در كنار حزب الله لبنان كمربند امنيتي در برابر تل آويو را به تهران متصل مي كند.
7- دولتهاي غربي به سركردگي امريكا كه به سوريه از دو جهت نگاه مي كنند و تحولات سوريه براي آنها واجد اهميت است .بعد اول ايده خاور ميانه جديد است كه از زمان جرج دبليو بوش مطرح شد و با حمله نظامي در افغانستان و عراق جامه عمل پوشيد. براساس اين دكترين لازمه شكل گيري خاورميانه جديد تغيير رژيم هاي سياسي در اين منطقه است به گونه اي دولتهاي جديد به كاپيتاليسم اقتصادي و ليبراليسم سياسي و فرهنگي باور داشته باشند و سياست هاي خود را به گونه اي تنظيم و اجرا كنند كه زمينه هضم و استحاله اين كشور ها را در نظم جديد جهاني فراهم سازد. آنچه كه بعنوان جهاني شدن و عضويت در جامعه جهاني ناميده مي شود در واقع پوششي لطيف براي اين استعمار و استثمار نوين است .
بعد دوم ضربه به كمر بند و محور مقاومت اسلامي در خاورميانه است كه دمشق بطور كلاسيك و از زمان حافظ اسد در آن نقش كليدي داشته است . به نظر غربيها در صورتي كه دولت سوريه سرنگون شود حلقه اتصال ايران و حزب الله لبنان نيز گسسته خواهد شد و مي توان با اطمينان بيشتري براي ضربه دوم به حزب الله با همكاري اسرائيل وارد عمل شد .از اين رو حذف بشار اسد در واقع مقدمه لازم براي حذف حزب الله و در نهايت شكست دادن مقاومت اسلامي در خاورميانه در برابر تهديدات و خوي متجاوز رژيم نژاد پرست صهيونيستي است .
8- بازيگر آخر صحنه سوريه سازمان ها و نهادهاي بين المللي مانند سازمان ملل متحد هستند كه ژنو 2 نيز به پيشنهاد و ميزباني دبير كل سازمان ملل برگزار مي شود . هرچند تاثير و ايفاي نقش اين سازمانهاي در حداقل ممكن است و اراده اين سازمانها به شدت از اراده ديگر بازيگران تاثير مي پذيرد كه در پس گرفتن دعوت از ايران از سوي بانكي مون اين مساله اثبات شد اما نمي توان نقش آنها را بويژه در كمك رساني و خدمت رساني به مردم جنگ زده و اواره سوريه كه روز به روز بيشتر مي شوند را ناديده گرفت .
در چنين عرصه و صحنه اي مي توان گفت هر گونه طرح و نقشه اي براي حل بحران سوريه لزوما بايد در خصوص 8 بازيگر مورد اشاره نظر و ديدگاه معيني و مشخص و شفافي داشته باشد براي مثال گفتگو يا مذاكره با بازيگر شماره 4 يعني گروههاي تروريستي وهابي و تكفيري نه تنها فايده اي ندارد بلكه عملا ممكن نيست و تنها راهكار حل اين معضل تهديد و تطميع عربستان سعودي براي قطع كمكهاي مالي و نظامي به اين گروهها و اضمحلال تدريجي توان آنها در سوريه است . به همين شكل معارضين سوري نيز جز با تبديل استراتژي خود از تعارض نظامي به تعارض سياسي نمي توانند در شكل دهي اينده سوريه نقش موثري ايفا كنند ، مساله اي كه سياست مداران تركيه اخيرا در لفافه از آن سخن مي گويند و اذعان مي كنند كه در سالهاي اول و دوم بحران سوريه در حمايت از تعارض نظامي عليه دمشق دچار افراط و زياده روي شدند.
بنابر اين دعوت نكردن از ايران براي اجلاس ژنو 2 از همين زاويه يك خبط بزرگ سياسي است كه از منظر عقلاني راههاي وصول به نتيجه را در بحران سوريه مسدود مي كند زيرا اشكار است كه آمريكا در دوراهي انتخاب بين ايران و عربستان براي ايفاي نقش اصلي در سوريه در يك خطاي راهبردي و به قيمت رنجاندن ايران و ناديده گرفتن قدرت و نفوذ ايران در سوريه اولويت را به رياض داده است . عربستاني كه ظرفيتي بيشتر از تزريق پول به تروريستها و آتش افروزي بيشتر در سوريه ندارد و نخواهد داشت . ضمن اينكه نگارنده در مطالب گذشته نيز بارها به عقلاي سياست در امريكا هشدار داده بود كه باج دهي امروز سياست مداران امريكايي به عربستان با ملاحظه مسائل مربوط به نفت در واقع خيانت به نسلهاي بعدي مردم امريكا و غرب و حتي جهان است زير حمايت از خط مشي عربستان در سوريه دقيقا معادل ضرب المثل پرورش مار در آستين است . زيرا ترديد نمي توان داشت اگر گروههاي سلفي و وهابي تروريست در دمشق قدرت يابند از انجا كه فاقد هرگونه نگرش و ايده سازنده اي براي زندگي هستند در گام بعد اهداف جديدي را براي نزاع و ترور انتخاب خواهند كرد كه شايد آن هدف پايتختهاي اروپايي و ايالات امريكايي باشد و معلوم نيست دستگاههاي اطلاعاتي غرب بتوانند از اين نقشه هاي شوم مطلع شده و نهادهاي امنيتي مانع از اين دست اقدامات تروريستي شوند . چنانچه همين بازي خطرناك در افغانستان دهه 80 ميلادي صورت گرفت و غرب از مبارزين افغاني در برابر شور وي كمونيست حمايت كرد ولي بخشي از همين ستيزه جويان در بازسازي خود در قالب القاعده و طالبان برجهاي دوقلوي نيويورك را در 11 سپتامپر فروريختند . اين ضربه مهلك به امريكا در زمان بوش پسر رخداد ولي هيچ كس ريگان را مورد بازخواست قرار نداد كه در واقعه 11 سپتامبر مقصر است امروز نيز بايد به اوباما گفت اگر پس از او مجددا منافع و امنيت امريكا بواسطه سياستهاي غلط امروزي كاخ سفيد توسط تروريستهاي واپسگراي مورد حمايت رياض مورد حمله قرار گرفت آيا او مي تواند از بار مسئوليت شانه خالي كند؟
در انتها بايد گفت برخلاف تبليغات يك سويه عليه جمهوري اسلامي ايران سياست مداران و تصميم سازان اصلي در تهران نگاه بسته و منجمدي به سوريه ندارد ايران خواهان استقرار دولت و نظامي برامده از خواست و راي مردم سوريه است . اين دولت مي تواند دولت بشار اسد باشد اگر مردم سوريه بخواهند و مي تواند دولت بشار نباشد باز هم اگر مردم سوريه او رانخواهند . دولت حاكم بر دمشق نيز هركه باشد بايد به اصلاحات سياسي و اقتصادي تن در دهد و نمي تواند با مدل اقتدارگرايي به تمشيت امور بپردازد.اما راه حل اين گذار سياسي در سوريه از تفكرات پوسيده و واپسگراي وهابي و از لوله تفنگ و خمپاره نمي گذرد كه امروز محتواي ايده هاي سعودي در ژنو است و امريكا متاسفانه در تنقاضي اشكار با ادعاهاي خود از آن حمايت مي كند بلكه راه حل از طريق آتش بس و گفتگو و مراجعه به آراي مردم سوريه و تلاش همه جانبه براي كاهش دردها و رنج هاي اين ملت آسيب ديده است . بي ترديد آيندگان تصميم سازان امروز سياست در جهان را بواسطه انفعال و مصلحت سنجي هاي نفع طلبانه و ستم هايي كه بر ملت سوريه مي رود نخواهند بخشيد .
http://www.presstv.ir/detail/2014/01/22/347137/iran-big-absentee-at-syria-conference/
بسمه تعالی
کارگروه علوم سیاسی خانه اندیشمندان علوم انسانی با همکاری انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می کنند
نشست بررسی مولفه های سیاسی منشور حقوق شهروندی
با حضور: دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی؛ دکتر علی کریمی مله؛ و دکتر مهدی ذاکریان
زمان: روز پنجشنبه، سوم بهمن ماه1392 ساعت 10 تا 12
مکان: خانه اندیشمندان علوم انسانی
آدرس: خیابان استاد نجات اللهی (ویلا)، نبش خیابان ورشو
شخصیت، منش و بینش حضرت محمد ( ص ) پیامبر مکرم اسلام آن سرچشمه حیاتی
است که مسلمین همواره باید در جستجوی آن باشند و به دست یافته های اندک
نیز قناعت نکنند که مرتبه مسلمانی آنها در گروه شناخت بیشتر « تجسم اسلام و
منظور خلقت عالم امکان» یعنی پیامبر اکرم و اعظم ( ص ) است.
به دیگر سخن معیار و مناط حق رفتار، گفتار و پندار مسلمین فعل، قول و تقریر
آن بزرگوار است. گویاترین تعبیر و سخن در این خصوص در کتاب آسمانی مسلمین
قرآن مجید آمده است که : « لقد کان فی رسول ا... اسوة حسنه لمن کان یرجوا
الله و الیوم الاخر و ذکرا... کثیراً » برای شما اگر به خدا و روز قیامت
امیدی دارید و خدا را فراوان یاد می کنید، شخص رسول ا... مقتدای پسندیده ای
است. ( احزاب 21).
عاقبت هر رهروی صادق و ساعی در این راه روشن نیز در کلام دلنشین پیامبر
اسلام آمده است که : من احیا سنتی فقد احیانی و من احیانی کان معی فی الجنه
» هر کس سنت مرا (فعل، قول و تقریر) زنده کند مرا زنده کرده است و هرکس
مرا زنده کند با من در بهشت خواهد بود. شایسته است در سال پیامبر اعظم این
سال را حقیقتاً برخود مبارک کنیم و امسال مایه برانگیختگی درون و برون ما
شود به همین مناسبت برآن شدم گوشه هایی از رفتار و منش روزمره و محسوس آن
حضرت را تقریر کنم تا ان شاء ا... منشور رفتار، گفتار و پندار ما باشد تا
ضمن سهیم شدن در تجربه های شیرین و روح نواز نبوی، عزت دنیوی و سعادت آخروی
قرین تکاپوی زندگیمان شود.
این مقدمه را با حدیثی از بنیانگذار مذهب جعفری امام صادق ( ع ) به پایان
می بریم. حضرت فرموده اند : من دوست ندارم که مسلمانی بمیرد مگر اینکه تمام
آداب و سنن رسول خدا ( ص ) را ولو یک بار انجام دهد. گفتنی است مطالب ذیل
برگرفته از رساله شریف « سنن النبی » تألیف مرحوم علامه سید محمد حسین
طباطبایی اعلی ا... مقامه است و این کتاب گرانقدر نیز خود برگرفته از کتب
42 محدث و دانشمند اسلامی اعم از شیعه و سنی از قبیل ابن شهر آشوب، ابن
طاووس، سیوطی، شیخ صدوق، طبسی ها، طبری، غزالی، کلینی، فیض کاشانی ، علم
الهدی، سید رضی، مجلس، شیح مفید و محدث نوری و... است.