ايران : غايب بزرگ ژنو در ميان بازيگران موثر در سوريه
چپس از حدود 3 سال آشوب و جنگ در سوريه كه منجر به كشته شدن دهها هزار انسان و اوارگي بالغ بر 2 ميليون نفر شده است امروز نشست بين المللي مذاكره براي صلح در ژنو سويس در حالي برگزار مي شود كه اين اجلاس يك غايب بزرگ دارد يعني جمهوري اسلامي ايران .نبود ايران در اجلاس ژنو 2 اين اجلاس را پيشايش با شكست و بي نتيجه بودن مواجه ساخته است . بر اي توضيح اين ادعا در ابتدا لازم است 8 بازيگر تاثير گذار بر سرنوشت سوريه را معرفي كنيم .
1- دولت و حكومت سوريه كه علي رغم درگيرشدن در يك نبرد مسلحانه با گروههاي متعدد تروريستي در 3 سال گذشته همچنان حاكميت خود را بر تماميت ارضي اين كشور حفظ نموده است .
2- برخي گروهها و افراد مخالف بشار اشد در سوريه كه خواهان گذار سياسي در اين كشور بدون جنگ و خونريزي به دوران پسا اسد هستند. اين گروهها مخالف استمرار حكومت خاندان اسد بوده و لزوما خواهان سرنگوني نظام سياسي سوريه نيستند. مانند شوراي هماهنگي ملي
3- برخي گروهها و مخالفان بشار اسد كه خواهان سقوط دمشق به هر قيمتي حتي جنگ و ترور هستند . اينان براي بيرون كردن صاحب خانه حاضرند خانه را ويران كنند. از اين رو چندان پايگاه مردمي قابل توجهي ندارند . ارتش ازاد سوريه و ائتلاف معارضان مستقر در تركيه اين دسته را شامل مي شوند مانند شوراي ملي سوريه و افرادي مانند برهان غليون و عبدالباسط سيدا و اسامه منجد
4- گروههاي تروريستي تكفيري و بنيادگرا و پارتيزاني مانند جبهه النصره و داعش كه با حمايت مالي و تبليغاتي و نظامي عربستان سعودي در سوريه به جنگ با مردم و دولت سوريه مشغول هستند و خواهان احياي طالبانيسم در شام و سپس عراق هستند.
5- عربستان سعودي و برخي از كشورهاي هم پيمان او در حاشيه خليج فارس كه سوريه را صحنه جاه طلبي مبتني بر دلارهاي نفتي خود در خاورميانه كرده و به هر قيمتي حتي كشته شدن صدها هزار انسان خواستار استقرار دولتي وابسته به خود در دمشق هستند.عربستان آشكارا با صرف ميليون ها دلار هزينه در حمايت از تروريستهاي مسلح در سوريه خواهان تلافي شكست سنگين خود در عراق پس صدام است . زيرا اكثريت مردم عراق به تفكر وهابي – سلفي نه گفتند و همچنان نيز با تحمل بمب گذاريهاي پراكنده هزينه آن را پرداخت مي كنند.
6- حاميان ثبات در سوريه مانند ايران و روسيه . اين دوكشور عميقا اعتقاد دارند راه حل سوريه جنگ و ترور و فشار نيست و بايد براي گذار سياسي در سوريه راه حل سياسي و مسالمت جويانه جستجو و اتخاذ كرد . اهميت رويكرد ايران و روسيه از اين جهت است كه تهران و مسكو از نفوذ قابل توجهي در ساختار سياسي و اقتصادي و حتي نظامي و امنيتي سوريه برخوردارند و توان اجرايي كردن ايده هايشان در دمشق وجود دارد. سوريه براي ايران از نظر حفظ محور مقاومت اسلامي در خاورميانه بويژه بعنوان ديوار حايلي در برابر تهديد ات امنيتي و نظامي اسرائيل نيز از موقعيت استراتژيكي برخوردار است و به تعبيري دمشق سنگر راهبردي مقاومت است كه در كنار حزب الله لبنان كمربند امنيتي در برابر تل آويو را به تهران متصل مي كند.
7- دولتهاي غربي به سركردگي امريكا كه به سوريه از دو جهت نگاه مي كنند و تحولات سوريه براي آنها واجد اهميت است .بعد اول ايده خاور ميانه جديد است كه از زمان جرج دبليو بوش مطرح شد و با حمله نظامي در افغانستان و عراق جامه عمل پوشيد. براساس اين دكترين لازمه شكل گيري خاورميانه جديد تغيير رژيم هاي سياسي در اين منطقه است به گونه اي دولتهاي جديد به كاپيتاليسم اقتصادي و ليبراليسم سياسي و فرهنگي باور داشته باشند و سياست هاي خود را به گونه اي تنظيم و اجرا كنند كه زمينه هضم و استحاله اين كشور ها را در نظم جديد جهاني فراهم سازد. آنچه كه بعنوان جهاني شدن و عضويت در جامعه جهاني ناميده مي شود در واقع پوششي لطيف براي اين استعمار و استثمار نوين است .
بعد دوم ضربه به كمر بند و محور مقاومت اسلامي در خاورميانه است كه دمشق بطور كلاسيك و از زمان حافظ اسد در آن نقش كليدي داشته است . به نظر غربيها در صورتي كه دولت سوريه سرنگون شود حلقه اتصال ايران و حزب الله لبنان نيز گسسته خواهد شد و مي توان با اطمينان بيشتري براي ضربه دوم به حزب الله با همكاري اسرائيل وارد عمل شد .از اين رو حذف بشار اسد در واقع مقدمه لازم براي حذف حزب الله و در نهايت شكست دادن مقاومت اسلامي در خاورميانه در برابر تهديدات و خوي متجاوز رژيم نژاد پرست صهيونيستي است .
8- بازيگر آخر صحنه سوريه سازمان ها و نهادهاي بين المللي مانند سازمان ملل متحد هستند كه ژنو 2 نيز به پيشنهاد و ميزباني دبير كل سازمان ملل برگزار مي شود . هرچند تاثير و ايفاي نقش اين سازمانهاي در حداقل ممكن است و اراده اين سازمانها به شدت از اراده ديگر بازيگران تاثير مي پذيرد كه در پس گرفتن دعوت از ايران از سوي بانكي مون اين مساله اثبات شد اما نمي توان نقش آنها را بويژه در كمك رساني و خدمت رساني به مردم جنگ زده و اواره سوريه كه روز به روز بيشتر مي شوند را ناديده گرفت .
در چنين عرصه و صحنه اي مي توان گفت هر گونه طرح و نقشه اي براي حل بحران سوريه لزوما بايد در خصوص 8 بازيگر مورد اشاره نظر و ديدگاه معيني و مشخص و شفافي داشته باشد براي مثال گفتگو يا مذاكره با بازيگر شماره 4 يعني گروههاي تروريستي وهابي و تكفيري نه تنها فايده اي ندارد بلكه عملا ممكن نيست و تنها راهكار حل اين معضل تهديد و تطميع عربستان سعودي براي قطع كمكهاي مالي و نظامي به اين گروهها و اضمحلال تدريجي توان آنها در سوريه است . به همين شكل معارضين سوري نيز جز با تبديل استراتژي خود از تعارض نظامي به تعارض سياسي نمي توانند در شكل دهي اينده سوريه نقش موثري ايفا كنند ، مساله اي كه سياست مداران تركيه اخيرا در لفافه از آن سخن مي گويند و اذعان مي كنند كه در سالهاي اول و دوم بحران سوريه در حمايت از تعارض نظامي عليه دمشق دچار افراط و زياده روي شدند.
بنابر اين دعوت نكردن از ايران براي اجلاس ژنو 2 از همين زاويه يك خبط بزرگ سياسي است كه از منظر عقلاني راههاي وصول به نتيجه را در بحران سوريه مسدود مي كند زيرا اشكار است كه آمريكا در دوراهي انتخاب بين ايران و عربستان براي ايفاي نقش اصلي در سوريه در يك خطاي راهبردي و به قيمت رنجاندن ايران و ناديده گرفتن قدرت و نفوذ ايران در سوريه اولويت را به رياض داده است . عربستاني كه ظرفيتي بيشتر از تزريق پول به تروريستها و آتش افروزي بيشتر در سوريه ندارد و نخواهد داشت . ضمن اينكه نگارنده در مطالب گذشته نيز بارها به عقلاي سياست در امريكا هشدار داده بود كه باج دهي امروز سياست مداران امريكايي به عربستان با ملاحظه مسائل مربوط به نفت در واقع خيانت به نسلهاي بعدي مردم امريكا و غرب و حتي جهان است زير حمايت از خط مشي عربستان در سوريه دقيقا معادل ضرب المثل پرورش مار در آستين است . زيرا ترديد نمي توان داشت اگر گروههاي سلفي و وهابي تروريست در دمشق قدرت يابند از انجا كه فاقد هرگونه نگرش و ايده سازنده اي براي زندگي هستند در گام بعد اهداف جديدي را براي نزاع و ترور انتخاب خواهند كرد كه شايد آن هدف پايتختهاي اروپايي و ايالات امريكايي باشد و معلوم نيست دستگاههاي اطلاعاتي غرب بتوانند از اين نقشه هاي شوم مطلع شده و نهادهاي امنيتي مانع از اين دست اقدامات تروريستي شوند . چنانچه همين بازي خطرناك در افغانستان دهه 80 ميلادي صورت گرفت و غرب از مبارزين افغاني در برابر شور وي كمونيست حمايت كرد ولي بخشي از همين ستيزه جويان در بازسازي خود در قالب القاعده و طالبان برجهاي دوقلوي نيويورك را در 11 سپتامپر فروريختند . اين ضربه مهلك به امريكا در زمان بوش پسر رخداد ولي هيچ كس ريگان را مورد بازخواست قرار نداد كه در واقعه 11 سپتامبر مقصر است امروز نيز بايد به اوباما گفت اگر پس از او مجددا منافع و امنيت امريكا بواسطه سياستهاي غلط امروزي كاخ سفيد توسط تروريستهاي واپسگراي مورد حمايت رياض مورد حمله قرار گرفت آيا او مي تواند از بار مسئوليت شانه خالي كند؟
در انتها بايد گفت برخلاف تبليغات يك سويه عليه جمهوري اسلامي ايران سياست مداران و تصميم سازان اصلي در تهران نگاه بسته و منجمدي به سوريه ندارد ايران خواهان استقرار دولت و نظامي برامده از خواست و راي مردم سوريه است . اين دولت مي تواند دولت بشار اسد باشد اگر مردم سوريه بخواهند و مي تواند دولت بشار نباشد باز هم اگر مردم سوريه او رانخواهند . دولت حاكم بر دمشق نيز هركه باشد بايد به اصلاحات سياسي و اقتصادي تن در دهد و نمي تواند با مدل اقتدارگرايي به تمشيت امور بپردازد.اما راه حل اين گذار سياسي در سوريه از تفكرات پوسيده و واپسگراي وهابي و از لوله تفنگ و خمپاره نمي گذرد كه امروز محتواي ايده هاي سعودي در ژنو است و امريكا متاسفانه در تنقاضي اشكار با ادعاهاي خود از آن حمايت مي كند بلكه راه حل از طريق آتش بس و گفتگو و مراجعه به آراي مردم سوريه و تلاش همه جانبه براي كاهش دردها و رنج هاي اين ملت آسيب ديده است . بي ترديد آيندگان تصميم سازان امروز سياست در جهان را بواسطه انفعال و مصلحت سنجي هاي نفع طلبانه و ستم هايي كه بر ملت سوريه مي رود نخواهند بخشيد .
http://www.presstv.ir/detail/2014/01/22/347137/iran-big-absentee-at-syria-conference/
این صفحه مجالی است برای طرح دیدگاههای من بعنوان یک پژوهشگر درباره آنچه دراطرافمان می گذرد درقالبی صمیمی و صادقانه ولی کاملا جدی . همه چیز را نمی توان دراین مجال گفت وطرح کرد ولی می توان متعهد بود که آنچه می گوییم برامده از صدق وخیرخواهی باشد. این وبلاگ ازسویی دیگراتاق فکری مجازی است برای اندیشیدن درحوزه های دین ؛ فلسفه ؛ فرهنگ سیاست و روابط بين الملل ؛رسانه و جامعه شناسي که حوز ه های مورد علاقه و پژوهش من هستند.