گفتگو با هفته نامه متن درباره خانواده هاي سياسي در ايران
با دکتر امیر دبیریمهر، استاديارعلوم سياسي در دانشگاه و پژوهشگر جامعهشناسی سیاسی درباره خانوادههای سیاسی و سنت سیاست خانوادگی گفتوگو کردیم. دبیریمهر میگوید نگاه خانوادگی به سیاست و نگاه به خانوادههای سیاسی بعنوان نرده بان ارتقا در ساختار سیاسی کشور موجب شکلگیری اشرافیت سیاسی میشود که نه تنها با روح انقلاب اسلامی در تعارض است، بلکه در سیاست ورزي به عنوان يك پدیده مدرن نیز، کارکردها و پیامدهای منفی دارد.
· هرچند سیاست و امر سیاسی و سياست ورزي در دوران معاصر بواسطه هاي دستاوردهاي فراواني كه داشته پدیدهای مدرن تلقی میشود اما ایران سياست همچنان برآمده از سنتها و تخته بند سنتهااست و یکی از همین سنتها، سنت خانوادگی و فامیلی است که از گذشته تاکنون در سیاست ایران تاثیر داشته و دارد.در واقع خانواده هاي سياسي شكل كوچك شده همان فرهنگ سياسي عشيره اي و قبيله اي در كشورهاي خاورميانه اي است . یکی از ثمرههای تاثیر سنتهای خانوادگی در سیاست ایران، بروز و ظهور مسئله آقازادهها در سیاست و اقتصاد سیاسی است.
· فارغ از اینکه بخواهیم حضور و شکلگیری پدیده آقازادهها را نقد کنیم، بیشک پدیده آقازادهها ناشی از نگاه خانوادگی به سیاست است به این معنی که فرزندان و وابستگان و در یک کلام، خانواده مرتبط با یک چهره سیاسی به دنبال او وارد عرصه سیاست و حتی اقتصاد میشوند و از كنار اين وابستگي هاي نسبي و سببي از منافع اقتصادي و اجتماعي آن بهره مند مي شوند.
· ما در ساختار سیاسی ایران با پدیده سیاست خانوادگی مواجه هستیم اما این موضوع به این معنا نیست که در خانوادههای سیاسی همیشه همه اعضا لزوما یک شکل و همفکر باشند. برخلاف دورههای پیش از انقلاب که روابط فامیلی مبناي عقيده و باور و گرايش سياسي اعضاي خانوادههای سیاسی محسوب میشد و اعضای یک خانواده سیاسی همه در یک خط فکری و سیاسی حرکت میکردند، در سیاست امروز ایران فکر و اندیشه در خانوادههای سیاسی اصالت دارد و مبنا قرار میگیردو گرايش ها و باورها لزوما تابعي از متعلق به يك خانواده بودن نيست به همین دلیل است که ما مصداق هاي زيادي داريم كه افرادی از یک خانواده با اندیشههای سیاسی مختلف و گاه حتی متضاد وجود دارند.
· بدون شک احزاب، نهادهای مدرن اصلی برای کارکردهای مدرن سیاسی هستند. اما به دلیل آنکه ایران در حوزه سیاست نو و مدرن نشده است و احزاب در ایران به طور جدی شکل نگرفتهاند، ما خودمان را به در و دیوار زدیم و جایگزینهایی برای آن نهاد اصلی ایجاد کردهایم. یکی از همین «در و دیوارها» و در واقع یکی از همین جایگزینها، خانوادههای سیاسی و سیاست خانوادگی است. سیاست خانوادگی و ارتباطی همچون سیاست محفلی، سیاست گعدهای و سیاست هیئتی جایگزینی است که در فقدان احزاب، به عنوان نهاد اصلی توسعه سیاسی به وجود آمده است.
· متاسفانه در ایران به دلیل فقدان شکلگیری و حضور احزاب جدی و قدرتمند، افراد به جای آنکه دانش سیاست را در دانشگاه و آداب سیاست را در احزاب و در نتیجه کار مستمر و طولانی مدت حزبی بیاموزند، برای ورود به سپهر سیاسی به هیئتها، گعدهها یا خانوادههای سیاسی وصل میشوند و به دلیل حضور در یک خانواده سیاسی، در فضای سیاسی رشد میکنند که این موضوع بیشک پیامدهای منفی در ساختار سیاسی کشور دارد.
· سیاست خانوادگی و سیاستورزی از رهگذر روابط خانوادگی، پیامد نبود نظام حزبی و تحزب در ایران است. این نگاه خانوادگی به سیاست یکی از موانع اصلی عبور از مرحله گذار 100 ساله و طولانی مدت مدرن شدن ساختار سیاسی ایران محسوب میشود.
· یکی از پیامدهای منفی و مضر نگاه خانوادگی به سیاست و سیاست خانوادگی بر ساختار سیاسی ایران، شکلگیری اشرافیت سیاسی است. اشرافیت سیاسی به این معناست که افراد نه به واسطه مسئولیتپذیری، تعهد، مشروعیت، دانش و آگاهی و توانمندی سیاسی، بلکه به واسطه خانواده و روابط اسمی و خانوادگی وارد سپهر سیاست میشوند و حتی در مصادر مهم سیاسی قرار میگیرند. حضور فامیلی و رابطهای افراد بر مصادر سیاسی، آسیبهای بزرگ و گاه جبرانناپذیری به ساختار سیاسی کشور و نظام و انقلاب وارد میکند که نمونههای آن پیش از این دیده شده است.
· اشرافیت سیاسی برآمده از نگاه خانوادگی به سیاست در ایران، با روح انقلاب اسلامی و اندیشههای سیاسی امام خمینی (ره) در تضاد و تعارض است چراکه اندیشه سیاسی امام (ره) مبتنی بر حضور مردم در عرصه سیاست بوده است. امام (ره) آقازاده سیاسی نبودند و آقازاده پروری هم نمیکردند. آرمانهای انقلاب اسلامی نمیتواند با طبقه اي به نام اشراف سیاسیو سازوكار اشرافيت به پیش برود و محقق شود.
· هنگامی که به سیاست به عنوان امر مدرن نگاه کنیم هم، اشرافیت سیاسی و بازتولید حضور وابستگان فامیلی به جای متخصصان و نخبگان در فضای سیاسی یک کشور، آثار مخربی بر ساختار سیاسی دارد و مشارکت سیاسی را به شدت کاهش میدهد.
· یکی از پیامدهای منفی دیگر برآمده از نگاه خانوادگی به سیاست، کاهش مشارکت سیاسی نخبگان و محدود شدن دایره حضور متخصصان در عرصه سیاست است. هنگامی که خانوادههای سیاسی و سیاست خانوادگی در یک ساختار سیاسی پررنگ میشود، انگیزه کنش سیاسی نخبگان به شدت پایین میآید چراکه آنها فکر میکنند به دلیل وابسته نبودن به خانوادههای سیاسی امکان حضور و فعالیت و ارتقا در ساختار سیاسی را ندارند و وارد این عرصه نمیشوند.
این صفحه مجالی است برای طرح دیدگاههای من بعنوان یک پژوهشگر درباره آنچه دراطرافمان می گذرد درقالبی صمیمی و صادقانه ولی کاملا جدی . همه چیز را نمی توان دراین مجال گفت وطرح کرد ولی می توان متعهد بود که آنچه می گوییم برامده از صدق وخیرخواهی باشد. این وبلاگ ازسویی دیگراتاق فکری مجازی است برای اندیشیدن درحوزه های دین ؛ فلسفه ؛ فرهنگ سیاست و روابط بين الملل ؛رسانه و جامعه شناسي که حوز ه های مورد علاقه و پژوهش من هستند.