ايران در يك قدمي پيروزي هسته اي
ايران در يك قدمي پيروزي هسته اي
دکترامير دبيري مهر
در سياست پيروزي و شكست امري نسبي است . دستاوردها و زمان دو متغير كليدي در پيروزي و شكست است . گاهي يك دستاورد در زماني پيروزي محسوب مي شود و گاهي نه تنها پيروزي نيست بلكه عين شكست است . امروز كه دور ديگري از مذاكرات ايران و كشورهاي 3+3 يعني سه كشور اروپايي المان ، انگليس و فرانسه و سه كشور امريكا ، روسيه و چين در ژنو برگزار مي شود در رسانه ها و محافل طرفين درباره اين گفتگو و مذاكره حر ف و حديث هاي متعددي منتشر مي شود كه هر چند برخي از آنها صحيح و دقيق است اما در واقع حاشيه هايي هستند كه در برابر يك متن مهم و بزرگ كم رنگ مي باشند. و اين متن مهم همان حق غني سازي اورانيوم در داخل كشور بعنوان كليدي ترين بخش فناوري استفاده صلح اميز هسته اي است كه بارها از سوي مقامات جمهوري اسلامي بعنوان حق مسلم ايران و خط قرمز تهران در مذاكرات هسته اي از آن ياد شده است . دقيقا اين موضوع همان خط قرمزي است كه اسرائيل نيز روي آن تاكيد مي كند و اصرار دارد نبايد 6 كشور طرف مذاكره ايران به آن تن دهندو نتانياهو از آن بعنوان توافق خيلي بد ياد كرد . اولاند رئيس جمهور فرانسه در جمع نمايندگان پارلماني رژيم صهيونيستي نيز در يك فضاي تبليغاتي بر همين موضع تاكيد كرده است و مواضع مخرب فابيوس وزير خارجه فرانسه در دور قبلي مذاكرات هم از همين موضع ناشي مي شود. واقعيت اين است كه كشورهاي طرف مذاكره با ايران بعد از حدود 10 سال فشار و ارعاب و تهديد ايران با هدف منصرف كردن ايران از دستيابي به فناوري صلح اميز هسته اي امروز به اين نتيجه رسيده اند ملت و دولت ايران از اين موضع عقب نشيني نمي كنند و مساله هسته اي براي ايرانيان وجهه حيثيتي و ناسيوناليستي و عقيدتي يافته است واين موضع بحق ايرانيان اكنون نيازمند مهر تاييد خوردن و ثبت شدن در يك سند حقوقي و بين المللي است كه اميدواريم با تلاش و تدبير گروه مذاكره كننده هسته اي كه الحق فرزندان انقلاب هستند به نتيجه رسيده و مردم و دولت ايران پاداش 10 سال مقاومت در برابر فشارهاي خارجي را گرفته و حق دستيابي ايران به انرژي صلح اميز هسته اي كه از نظر حقوق بين المللي امري مسلم است از سوي قدرتهاي سياسي موثر جهاني بعنوان يك واقعيت انكار ناپذير به رسميت شناخته شود . بديهي است طبق هنجارهاي بين المللي كه نبايد به انها بي اعتنا بود رسيدن به اين توافق نيازمند حل برخي موضوعات و مسائل جزيي و فني است كه در ميز مذاكرات مورد گفتگو قرار گرفته و حل وفصل مي شود و اين جزييات هرچند مهم است اما حاشيه هايي است كه در كنار يك متن اصلي معنا مي يابد .موضوعاتي مانند در صد غني سازي ، ميزان ذخيره سازي اوارنيوم غني شده ، فعاليت يا تعليق موقت برخي نيروگاهها ودر مقابل ميزان ازاد سازي سرمايه ها واموال بلوكه شده ايران . اشتباه بزرگ برخي رسانه ها و تحليل گران ناظر اين مذاكرات اين است كه با بزرگنمايي برخي از اين امور جزيي سعي مي كنند جاي برنده و بازنده اين مذاكرات را جابجا كنند . در حالي كه مي توان گفت در صورت وصول توافق ايران و كشورهاي 3+3 در خصوص حق فعاليت هسته اي ايران البته بازي برد –برد شده اما از انجا كه پرونده هسته اي در واقع بهانه اي براي تحت فشار قرار دادن ايران در دهه گذشته بود از نظر سياسي برنده قطعي ايران خواهد بود . مساله اي كه صهوينيستها به خوبي به آن پي برده و براي ناكام گذاشتن آن از هيچ كوششي فروگذار نكرده و نمي كنند.
اما مساله مهم ديگري كه اين روزها خيلي در محافل ملي و بين المللي مطرح مي شود بحث تحريمهاي يك جانبه و چند جانبه و شوراي امنيت عليه ايران است كه حقيقتا اقدامي بسيار ظالمانه در پوششي حقوقي است و اينكه ايا توافق احتمالي با 3+3 تاثيري در انها خواهد داشت يا خير؟ در پاسخ بايد چند نكته را متذكر شد.
1- اين تحريمها كه با محوريت و طراحي دنيس راس مشاور كاخ سفيد با ظرافت و حساسيت البته توام با خصومت و كينه عليه ايرانيان طراحي و اجرا شده است بايد بپذيريم به آساني قابل رفع نيست زيرا از يك تصميم سياسي در فرايندي حقوقي به رژيم حقوقي تبديل شده است وبر خي براوردها از حدود دست كم 10 سال زمان براي رفعاان خبر مي دهد . كه اگر نيك بنگريم در اين بازه زماني و با سرعتي كه تحولات جهاني دارد رفع آان كمكي به ايران نخواهد كرد.
2- هرچند در ظاهر تحريمها با هدف محدود كردن ايران در فعاليتهاي هسته اي اعمال شده است اما اگاهان مي دانند كه هدف اصلي اين تحريمها جلوگيري از روند پيشرفت وتوسعه ايران بوده است ودر واقع حربه تحريم غربي در برابر توسعه ايران اسلامي بكار گرفته شد و متاسفانه برخي بي تدبيري ها و جهالت ها مانند بي اعتنايي به روندها و هنجارهاي بين المللي همچون آبي به اسياب دشمن در اين ميان ايفاي نقش نمود.بنابر اين نمي توان توسعه و پيشرفت كشور را موكول به اراده و تصميم ديگران نمود يعني صبر كرد تا دشمنان و دست كم رقبا از ما رفع تحريم كنند تا ما موتور توسعه را روشن كنيم .
3- در چنين وضعيتي كه بخش عمده اي از تحريمها عملا رفع شدني نيست چه نيازي است كه مذاكره با كشو.رهاي 3+3 را مشروط به رفع امر غير ممكن كنيم . بالفرض كه غربيها وعده سر خرمن هم بدهند در عمل چيزي عايدي كشور نخواهد شد پس بهتر است ضمن اينكه تضمين كافي از كشورهاي مذكور گرفته شود تا تصويب تحريمهاي جديد را متوقف كنند و تحريمهاي كنوني نيز در همان ميزان محدود و ممكن اجرايي نشود اگر قرار است توافقي صورت گيرد بايد حول راهكارهاي اجرايي و عملي كم اثر و بي اثر سازي تحريمها باشد . در واقع كشورهاي 3+3 بايد به رسميت شناختن حق فعاليتهاي صلح اميز هسته اي ايران را در زير مجموعه حق توسعه ايران اسلامي در نظر بگيرند و نه تنها مانعي بر سر راه آن ايجاد نكنند بلكه جبران مافات كرده و با سرمايه گذاري خارجي و همكاريهاي جدي اقتصادي با ايران بخشي از ظلمهاي وارد شده به ايران را جبران نمايند . طبيعتا مذاكرات آتي ايران و غرب در سطح كلان بايد حول اين مسائل باشد كه هم رضايت مردمي را در پي دارد و هم اقتدار بيشتر نظام را در برخواهدداشت .
در جمع بندي اين بحث مي توان گفت ايران در يك قدمي يك پيروزي ديپلماتيك قرار گرفته است اگر اين پيروزي حاصل شود مسير جديدي براي پيروزيهايي بعدي باز خواهد شد و در اينده راه پر پيچ وخمي پيش روي كشور قرار مي گيرد كه اولا نبايد آن را به مسائل مهم اما جزيي گره زد و در تعريف موانع ومشكلات پيش رو بزرگنمايي نمود و دچار سطحي نگري شد ثانيا در اين مسير هر چند متغيرهاي خارجي و بين المللي مهم هستند اما عوامل تعيين كننده عوامل داخلي بوده و بايد روي آنها تكيه كرد مانند وحدت سياسي ، سرمايه هاي انساني ، اجماع نخبگاني و كار توليد و تلاش اقتصادي . اين مولفه ها هستند كه قدرت ملي ايران را افزايش داده و بعنوان برگ برنده در مذاكرات عادي بين المللي پيش روي طرفهاي ايران قرار مي گيرد . فراموش نكنيم هدف اصلي اين انقلاب ارايه مدل و الگويي كارامد از يك جامعه و نظام اسلامي از طريق دستيابي به پيشرفت و عدالت بوده است و اتفاقا از ابتداي انقلاب هم دشمنان اين كشور در زمانهاي مختلف و با حربه هاي متفاوت همين هدف را نشانه گرفته اند پس در نتيجه در سياست خارجي هم بايد به زمينه سازي براي پيشرفت بينديشيم و ملاك داوري و قضاوتهايمان نيز بايد نسبت كنش ها و تصميمات در همه سطوح با پيشرفت و عدالت باشد.
این صفحه مجالی است برای طرح دیدگاههای من بعنوان یک پژوهشگر درباره آنچه دراطرافمان می گذرد درقالبی صمیمی و صادقانه ولی کاملا جدی . همه چیز را نمی توان دراین مجال گفت وطرح کرد ولی می توان متعهد بود که آنچه می گوییم برامده از صدق وخیرخواهی باشد. این وبلاگ ازسویی دیگراتاق فکری مجازی است برای اندیشیدن درحوزه های دین ؛ فلسفه ؛ فرهنگ سیاست و روابط بين الملل ؛رسانه و جامعه شناسي که حوز ه های مورد علاقه و پژوهش من هستند.