فلسفه سياسي عاشورا
فلسفه سياسي عاشورا
مهمترين وسوال دانشجويان و پژوهشگران انديشه سياسي در اسلام اين است كه از كدام متن و منبع مي توان ارزشها و آموز ه ها و اصول سياسي در اسلام را استنباط كرد و با تلفيق و تركيب اين آموزه ها نظام سياسي در اسلام را فهميد و تببين كرد و مبناي ارزيابي و داور ي قرار داد. پاسخ من بعنوان يك پژوهشگر و مدرس علوم سياسي اين است كه سه منبع اصلي در اين خصوص وجود دارد كه عبارتند از :
اول قران كريم كه گنجينه اي از آيات راهنمايي كننده در حوزه سياسي و اجتماعي است مانند اياتي كه بر صلح طلبي اسلام ، مشورت و شورا در فرايند تصميم گيري و همكاري و تعاون در فعاليتهاي اجتماعي تاكيد مي كند .دوم كتاب نهچ البلاغه كه در واقع مجموعه اي از خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار حضرت علي (ع ) است كه بعد از قران معتبر ترين و مهمترين منبع فهم انديشه هاي سياسي در اسلام است .
وسوم سيره امامان معصوم عليهم السلام كه تا قرن سوم هجري و غيبت امام دوازدهم در واقع جانشينان پيامبر خدا در جامعه اسلامي بودند .در اين مورد سوم مهمترين و اصلي ترين منبع زندگي و افكار و رفتار و مواضع امام حسين (ع) است كه در نهايت به وقوع رويدادي تاريخ ساز يعني عاشورا و شهادت ايشان منجر شد . رويدادي كه از سال 61 هجري به اين سو منشا تحولات بزرگي در جوامع بشري بويژه جامعه مسلمانان بوده و هست و گذر زمان از شور و اهميت و تاثير گذاري آن نكاسته است .
در اين نوشتار سعي مي شود به سيره سياسي امام حسين بطور كاملا اجمالي توجه شده وبه برخي از اصول سياسي منبعث از عمل و انديشه اين امام شهيد مسلمانان دست يابيم .
امام حسين بي علي (ع ) در سن 47 سالگي يعني در سال 50 هجري بعد از شهادت برادر بزرگتر خويش امام حسن مجتبي (ع) به امامت رسيدند و 11 سال زعامت معنوي و روحاني جامعه اسلامي را برعهده داشتند و در پي انحرافهاي بزرگي كه در جامعه اسلامي بوجود امد ايشان به نشانه اعتراض به اين انحرافها و براي اصلاح امت پيامبر اسلام (ص) حج خود را در سال 60 هجري به عمره تبديل كرده و راهي عراق امروزي شده و در 10 محرم 1361 در كربلا همراه ياران و فرزندانشان مظلومانه و غريبانه به شهادت رسيدند .در حالي كه به تعبير خودشان ايشان تنها يادگار منسوب به پيامبر خدا در روي زمين بودند .
درباره ريشه هاي عاشوراي حسيني و 10 سال نخست امامت حسين بن علي برخلاف گفته بسياري از مورخان كه اين دوران را دوران سكوت و مماشات امام حسين با معاويه بن ابي سفيان حاكم نامشروع و ستمگر شام مي دانند بايد گفت در اين 10 سال امام حسين در مقام امام جامعه اسلامي با احساس مسئوليت و تعهد ديني و اجتماعي فعاليتهاي سياسي خود را حول موارد زير سازمان داده بودند.
1- افشاى سياستها و حكومت معاويه و اثبات عدم مشروعيت حكومت او در قول و عمل
2- - دفاع از حقانيت و مشروعيت اهل بيت و مخصوصاً پدر بزرگوارشان حضرت على(ع ) كه دردوران معاويه در اماج تبليغات دروغين دستگاه اموي بودند.
3- اثبات حقانيت و مشروعيت خود بعنوان حاكم برحق جامعه اسلامي
4- عدم بيعت با معاويه و عدم اطاعت از او
5- مخالفت آشكار با معرفي يزيد بعنوان جانشين خليفه
6- حفظ و تقويت ارتباطات با مردم و حركتهاي آگاهى بخش و روشنگر
7- كنترل انقلابيون طرفدار اهل بيت و خواهان قيام بر ضد معاويه براى حفظ امنيت و جان مسلمانان
8- ارشاد ياران معاويه و تحذير آنها از همراهي با حكومت ستمگر
اما امام به خاطر احترامي كه براي پيمان صلح برادرشان امام حسن با معاويه قائل بودند تا زماني كه معاويه زنده بود از قيام عملي عليه او پرهيز كردند و دعوتهاي مكرر دوستان ، حاميان و طرفدارانشان را رد نمودند و آن را به مصلحت نمي دانستند. اما بعد از مرگ معاويه و بر مصدر قدرت نشستن فرزند ناصالح و ناشايست او يعني يزيد رسما با حكومت او مخالفت كرده و از بيعت با يزيد خوددداري كردند و از تهديد هاي مكرر يزيد و ياران او نيز نهراسيدند . زيرا در انديشه سياسي در اسلام بيعت يعني تعهد به فرمانروا براي ياري او در پيگيري اهداف او و چگونه حسين مي توانست با آن سابقه روشن و درخشان و نسب نبوي و علوي با مردي بيعت كند كه هم فاسق و فاسد بود و هر نسب به او كفار و مشركان باز مي گشت و از حداقل صلاحيتهاي رهبري جامعه اسلامي برخوردار نبود. از اين رو امام با آگاهي و براساس تكليف و مسئوليت ديني و انساني خود راهي كربلا شدندو سخت ترين و جانگذا زترين مصائب را تحمل كردند كه پس از آن واقعه تاريخي و حماسي يعني عاشورا 14 قرن است كه ازاديخواهان و حقيقت طلبان جهان هرسال به سوگ و عزاي او مي نشينند.
در14 قرن گذشته محر م ها مي آيند و مي روند و هر مشتاقي از هرفرقه و مذهب و آييني از آن بهره اي مي برد . هر كس به فراخور عشق و شوق و ظرفيت عقلي و قلبي خود از سفره پربركت و نجات بخش حسين بن علي (ع ) ارتزاق مي كند .حسيني كه مظهر كامل مهرباني و عطوفت و مسئوليت و تعهد و خوبي و مقاومت در دفاع از حق و نيكي و سعادت بود . سهم عده اي كثير از اين خوان الهي و حيات بخش اندك و قليل و سهم عده اي قليل از آن فربه و كثير است . فهرست نعمتها و بركات و درسها و اموز هاي حيات بخش و نجات بخش محرم حسيني زياد است كه يكي از مهمترين آنها سخنان و خطبه هاي عميق و حماسي و سوزناك و در عين حال بيدار كننده آن حضرت است كه به مصداق اكمل "امر به معروف و نهي از منكر " پيش روي تاريخ قرار دارد و مخاطب آن همه ازاديخواهان و عدالت طلبان و عزت جويان ادوار گوناگون بشريت است.اگر آشنايي با دغدغه ها و اهداف امام حسين (ع ) از قيام عاشورايي بر همه مسلمانان فريضه است اما مسئوليت و تكليف نخبگان و خبرگان سياسي و فرهنگي كه دايره تاثير گذاري بيشتري در جامعه اسلامي دارند در اين خصوص به طريق اولي نه تنها يك تكليف ديني بلكه يك مسئوليت خطير اجتماعي و فرهنگي و سياسي است . اين آموزه هاي عاشورايي ملاك و معياري است براي عمل كردن ؛ براي موضع گيري كردن و براي بصيرت داشتن در صحنه هاي غبارآلود انتخاب و تصميم گيري . چند خطبه به جاي مانده از حضرت ايشان در منابع معتبر مانند ارشاد مفيد و مقاتلي مانند مقتل سيد عبدالرزاق مقرم ، مقتل ابي مخنف و مقاتل الطالبين حاوي نكات بسيار مهمي است كه در واقع آسيب شناسي و بيان آفتهايي است كه جامعه به اصطلاح اسلامي زمان حيات حضرت را به جايي كشانده كه ظرفيت و تحمل و لياقت پاسداري از ذريه پاك نبوي را ندارد و بر او تيغ مي كشند و با اهل بيت او چنان مي كنند كه يك تاريخ در مصيبت آن خون گريه مي كند. نگاهي اجمالي به اين خطبه ها بعنوان يكي از منابع اصيل و دقيق و مهم انديشه ديني و سياسي در اسلام مورد غفلت قرار گرفته است دست كم 10 اصل مهم را در حيات سياسي و اجتماعي مورد تاكيد قرار مي دهد كه عبارتند از :
1- اصالت صلح و همزيستي عزت مندانه و پرهيز از جنگ و خشونت جز در مواردي كه كساني مبادرت به (( يصدون عن سبيل الله و يصدون عن دين الله ) مي كنندو مصداق (( ائمه كفر )) واقع مي شوند.
2- ضرورت رفتار و گفتار مبتني بر عدالت و انصاف در همه حال حتي در ميدان پرتلاطم جنگ
3- اصل گفتن و شنيدن خردمندانه ديدگاهها و پرهيز از هوچي گري و غوغا سالاري هاي حقيقت سوز
4- ذم دنيا طلبي و شيفتگي و فريفتگي به ظواهر و چرب و شيرين دنيا بويژ ه مال حرام بعنوان پرده و حجاب بصيرت و معرفت
5- اصل بدون اغماض ظلم وستم و استكبارستيزي در عرصه سياست و جامعه
6- نقش مادي گرايي و تعلقات دنيوي در انحرافات تدريجي به گونه اي كه بديهيات ديني و انساني و اخلاقي زير پا گذاشته مي شود
7- خطر فراموشي و نسيان گذشته و گذشتگان و ضرورت درس و عبرت از تاريخ دور و نزديك
8- ذم و نكوهش دروغگويي بعنوان يكي از صفات مضمحل كننده نظام اخلاقي درجامعه
9- خطر خطير كفر پس از ايمان ، ضلالت پس از هدايت و تاريك فكري پس از روشن انديشي
10- ضرورت وفاي به عهد از همه حال و پرهيز از عهد شكني به هر بهانه اي
گزار ه هاي فوق تنها بخشي از آموزه هاي تعيين كننده عاشورايي است كه مدتي پژوهش و مطالعه در خطبه هاي حسيني مي توان آنها را استتناج كرد و شرح آنها هرچند دغدغه پژوهشي نگارنده است اما مجال ديگري مي طلبد و هركدام فصل مفصلي از خرده اموز ه هاي حيات بخش در زندگي اجتماعي و فرهنگي و سياسي است . اما مقصود از اين نوشته اين است كه همزمان با برافراشتن علم ها و كتل ها و پرچم هاي سوگواري امام حسين (ع ) صداي بلند و نافذ حسين بن علي (ع ) از فراز سده ها و هزاره ها به گوش جان بشنويم و بدانيم كه حسين اين سخنان را و اين دغدغه ها را با گذشتگان و امروزيها و آيندگان در ميان گذاشته است و دانش به آنها و عمل متعهدانه به آنها تكليف و وظيفه همه ماست و شرط عشق و محبت حقيقي به دردانه نبوي و اقاي جوانان اهل بهشت يعني حضرت ثارالله است .
این صفحه مجالی است برای طرح دیدگاههای من بعنوان یک پژوهشگر درباره آنچه دراطرافمان می گذرد درقالبی صمیمی و صادقانه ولی کاملا جدی . همه چیز را نمی توان دراین مجال گفت وطرح کرد ولی می توان متعهد بود که آنچه می گوییم برامده از صدق وخیرخواهی باشد. این وبلاگ ازسویی دیگراتاق فکری مجازی است برای اندیشیدن درحوزه های دین ؛ فلسفه ؛ فرهنگ سیاست و روابط بين الملل ؛رسانه و جامعه شناسي که حوز ه های مورد علاقه و پژوهش من هستند.