ملاحظاتی درباره 45 دقیقه گفتگو بعد از 35 سال
سرمقاله تهران امروز :
همانطور که پیش بینی می شد ایران و امریکا پس از سالها دوری و فقدان هر گونه ارتباط مستقیم در اقدامی که به شکل نمادین صورت گرفت در سطح وزیران امورخارجه به مدت 30 دقیقه حضوری و در سطح روسای جمهور15 دقیقه به شکل تلفنی با هم گفتگو کردند. درباره این این گفتگو و مذاکره نکات مهم و متعددی قابل ذکر است که در گزاره های زیر به انها اشاره می شود.
1- این مذاکرات هرچند خواه ناخواه واجد هیجان و تازگی است اما نباید موجب ذوق مرگی سیاسی عده ای از یکسو و سرخوردگی و یاس ایدئولوژیک عده ای دیگر شود. چنانچه در چند روز اخیر برخی از سیاسیون و مطبوعات با بزرگنمایی کردن بیش از حد این رویداد سطح مطالبات وخواسته های عمومی را ازاین دیدار ها به حداکثر رساندند و عده ای با ایجاد شک و تردید زود هنگام در نتایج آن به منفی بافی مبادرت کردند. در حالی که شایسته است درباره این مساله راهبردی بیشتر از هیجان زدگی به عقلانیت سیاسی متوسل شد و وزن این رویداد تاریخی را در جایگاه خود سنجید . به نظر می اید تا اینجای کار ما شاهد نوعی فعالیت سازنده در دیپلماسی جمهوری اسلامی بودیم ولی این بدان معنا نیست که ادامه کار نیز لزوما مثبت و موفقیت امیز خواهد بود درواقع همه چیز به رفتارهای طرفین اصلی بازی یعنی ایران و امریکا و بازیگران حاشیه ای یعنی اسرئیل و اعراب و روسیه باز می گردد.به عبارت دیگر برای به سرانجام رسیدن این گفتگو ها در قالب بازی برد – برد که قبلا نگارنده آن را بهترین الگوی روابط تهران – واشنگتن دانسته بود- باید در قابل مدالیته یعنی مرحله به مرحله در بازه های زمانی مشخص مذاکرات پیش رود.
2- در تحلیل مذاکرات محدود و نمادین ایران و امریکا دو دیدگاه افراطی به ارزیابی اوضاع نشسته اند که نباید اجازه داد بتوانند خوانش خود از این تحول سیاسی را به گفتمان مسلط تبدیل کنند. دیدگاه اول همان دیدگاه مرعوب شده در برابر امریکاست که می گوید ما نباید با دم شیر بازی کنیم و خواه ناخواه باید در برابر امریکا بعنوان ابر قدرت غرب زانو زده و مسائلمان را حل وفصل کنیم . این دیدگاه هیچ توجهی به هزینه های زیادی که ملت ایران در مسیر کسب عزت ملی خود بویژه در ایستادگی در برابر غرب و امریکا پرداخت کرده توجه نمی کند . دیدگاه افراطی مقابل اصل تعارض و تقابل با امریکا را بجای اهداف والای انقلاب اسلامی نشانده و با نوعی دگماتیزم عقل گریز صرفا به تخاصم در برابر تخاصم امریکا می اندیشد . در حالی که به نظر می رسد درمیانه این دو دیدگاه می توان گفت اگر امروز امریکا حاضر است بدون پیش شرط و با زبان تکریم با جمهوری اسلامی ایران گفتگو کند این دستاورد نتیجه 35 سال ایستادگی غیرتمندانه در برابر زورگویی و خوی استکباری امریکا است و درواقع امریکا نه برای رضای خدا و دلسوزی ونرمش بلکه با رویکردی واقع گرایانه بعد از بی نتیجه ارزیابی کردن خصومتهای گذشته حاضر شده با ایران گفتگو کند. با این نگرش ادامه دیپلماسی نه تنها عقب نشینی و وادادگی نیست بلکه عین مقاومت و انقلابی گری و ایستادن بر مواضع اصولی نظام و ملت در چارچوب حکمت و عزت و مصلحت است .طرفداران و علاقمندان انقلاب اسلامی در جهان نیز باید با همین رویکرد به تحولات اخیر بنگرند و به هیچ وجه بهبود احتمالی روابط ایران و امریکا را تفسیرهای معوج و بلاوجه نکنند.
3- ادامه مذاکرات ایران و امریکا تنها زمانی می تواند مفید به منافع ملی باشد که دو ویژگی داشته باشد اولا در چند بازه زمانی مشخص تعریف شود ثانیا دستور کار کاملا مشخص داشته باشد . به نظر می اید بازه های زمانی می تواند در دوره های 6 ماهه و یکساله و دوساله تعریف شده و موضوعات اصلی ان نیز شامل موارد زیر شود.
اولا باید پرونده هسته ای ساخته شده برای جمهوری اسلامی ایران با حذف فشارهای سیاسی نامعقول از شورای امنیت به آژانس بین المللی انرژی اتمی بازگردد و طبق پادمان ها و مقررات بین المللی رسیدگی شود و در مرحله بعد از حالت ویژه به حالت عادی برگردد. بدیهی است جمهوری اسلامی در این چارچوب حاضر به همه گونه همکاری و جلب اعتماد بین المللی است .
ثانیا ضمن متوقف شدن روند تحریم های ضد بشری علیه ایران فرایندمعین و مشخصی برای رفع تحریم های گذشته بویژه در حوزه مبادلات پولی و معاملات نفتی و صنعت هوایی صورت پذیرد. این رفع تحریمها هرچند بنابر بر برخی اطلاعات دست کم تا رفع کامل 10 سال زمان می برد باید در اغاز به گونه ای شتاب داشته باشد که تاثیرات آن بطور محسوس در زندگی ملت ایران دیده شود و کام تلخ ملت بزرگ ایران از اعمال این تحریمهای ناجوانمردانه به تدریج شیرین شود.
ثالثا ماشین براندازی نظام جمهوری اسلامی که متاسفانه در 35 سال گذشته همواره از واشنگتن شارژ شده است و یکی از مهمترین عوامل بی اعتمادی تهران به واشنگتن بوده خاموش شود . اوباما در نامه به رهبر معظم انقلاب اسلامی و همچنین در سخنرانی اخیر خود در مجمع عمومی بطور تلویحی حق حاکمیت ملی جمهوری اسلامی را به رسمیت شناخت که این موضع گیری در جای خود بسیار ارزشمند تلقی می شود اما باید در فرایند مذاکرات اتی نیز شواهد عملی آن مشاهده شود . یکی از دلایل موجه عدم مذاکره با امریکا در گذشته همین مساله بود که واشنگتن در حالی سخن از امادگی برای گفتگو می کرد که در بیان نیت خود برای براندازی جمهوری اسلامی پنهان کاری نمی کرد و در این وضعیت عدم مذاکره هوشمندانه ترین موضع بود که هم امام راحل و هم مقام معظم رهبری به آن پایبند بودند. بنابر این اگر امریکا عملا از این موضع خصمانه عقب نشینی کند مذاکره با امریکاعین عقلانیت است .
4- به نظر می اید عدم حمله امریکا به سوریه ارتباط مستقیمی با مذاکرات ایران و امریکا داشته است . درواقع ایران با دیپلماسی فعال خود مانع از حمله امریکا به سوریه شد و جلو یک جنگ بی سرانجام را در خاورمیانه گرفت . امریکا نیز با توجه به نقش موثر ایران در منطقه ضمن پرهیز از ورود به یک بازی نا فرجام بطور ضمنی پذیرفته است جایگاه جمهوری اسلامی را در معادلات منطقه ای در اینده به رسمیت شناخته و این واقعیت را بپذیرد که بدون تعامل و همکاری تهران نمی توان هیچ سیاست کلانی را در خاورمیانه به پیش برد . هرچند سیاست مداران هوشمند امریکایی در قضایای عراق و افغانستان نیز به این نتیجه رسیده بودند اما از اذعان به ان پرهیز می کردند. بدیهی است این رویکرد احتمالی جدید با مقاومت برخی بازیگران منطقه ای مانند عربستان و ترکیه و قطر مواجه خواهد شد که این مانع نیز با دیپلماسی فعال ایران و امریکا در ارتباط با انکاراو ریاض و دوحه می تواند از سر راه برداشته شود.
5- در تحولات پیش امده و مذاکرات احتمالی پیش رو نباید و نمی توان منافع زیر پا گذاشته شده اسرائیل را نادیده گرفت . بزرگترین بازنده بهبود مناسبات تهران و واشنگتن بدون شک تل اویو است از این رو رژیم اشغالگر قدس برای به سرانجام نرسیدن این مذاکرات از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد و به زعم من اگر لازم ببینند حتی به ترور مقامات امریکایی متمایل به گفتگوبا ایران نیز دست خواهد زد . در این میان نقش سیاست مداران عاقل و ملی گرای امریکایی که اینبار منافع ملی امریکا را به منافع لابی صهیونیستی ترجیح داده اند برجسته و تعیین کننده است و تقویت این موضع در امریکا ازسوی روشنفکران و متفکران امریکایی می تواند منافع دو کشور را در این فرایند بیشتر تامین کند.
در جمع بندی می توان گفت مذاکرات ایران و امریکا تنها و تنها یک اغاز است که می تواند هم به سرانجام مثبت و سازنده ای ختم شود و هم می تواند بی نتیجه و حتی زیانبار باشد و این دو گزینه کاملا به رفتارها و سیاست های اتخاذ شده در اینده بستگی دارد. از این رو همه طرفهای ذی نفع باید از قضاوتهای عجولانه و احساسی و بالابردن بلاوجه انتطارات از این مذاکرات پرهیز کنند و فضای مناسب را برای پیگیری و تامین منافع ملی ایران در چارچوب سیاست خارجی حکمت مدار ، عزتمندانه و مصلحت اندیش فراهم سازند.
این صفحه مجالی است برای طرح دیدگاههای من بعنوان یک پژوهشگر درباره آنچه دراطرافمان می گذرد درقالبی صمیمی و صادقانه ولی کاملا جدی . همه چیز را نمی توان دراین مجال گفت وطرح کرد ولی می توان متعهد بود که آنچه می گوییم برامده از صدق وخیرخواهی باشد. این وبلاگ ازسویی دیگراتاق فکری مجازی است برای اندیشیدن درحوزه های دین ؛ فلسفه ؛ فرهنگ سیاست و روابط بين الملل ؛رسانه و جامعه شناسي که حوز ه های مورد علاقه و پژوهش من هستند.