چرا برخی رای نیاوردند
در ایران رای آوردن در انتخابات مجلس یا شورا به سه عامل بستگی مستقیم دارد. یکی شهرت و محبوبیت مانند رای اوردن فائژه هاشمی و اقای حسینی اخلاق در خانواده در مجلس پنجم یا مهدی فخیم زاده و محمدرضا خاتمی در مجلس ششم و اقای حداد عادل در مجلس ششم به بعد. دیگری حضور در فهرست ها و لیست ها اصلی سیاسی کشور است مثلا زمانی قرار گرفتن در لیست جامعه روحانیت و کارگزاران متضمن رای اوری بود یا امسال لیست جبهه متحد نسبتا معتبر بود. عامل سوم نیز به حوزه انتحابیه باز می گردد . مثلا اقای د هقان دوست قدیمی ما در دوره قبل بواسطه شهرت تلویزیونی در ایذه رای اورد ولی براساس یک تحلیل کاملا غلط این دوره از تهران نامزد شد و ناکام ماند. شاید ملاک او رای اوری بیژن نوباوه از تهران بوده است در حالی که بیژن نه بواسطه شهرت بلکه بخاطر قرار گرفتن در لیست ها ای اصلی سیاسیون و برخی ملاحظات خاص دیگر توانست رای اورد.در نتیجه اگر کسی تصور کند تحصیلات عالی داشتن ، خوش تیپ بودن ، صاحب نظر بودن ، داشتن سوابق مفید و این دست معیار ها نقش مهمی در رای اوری دارد کاملا در اشتباه است . در انتخابات هم باید مثل هر میدانی اول قواعد بازی را شناخت و سپس وارد میدان شد. انتخابات ریاست جمهوری تحلیل جداگانه ای دارد که در جای خود به آن می توان پرداخت.
این صفحه مجالی است برای طرح دیدگاههای من بعنوان یک پژوهشگر درباره آنچه دراطرافمان می گذرد درقالبی صمیمی و صادقانه ولی کاملا جدی . همه چیز را نمی توان دراین مجال گفت وطرح کرد ولی می توان متعهد بود که آنچه می گوییم برامده از صدق وخیرخواهی باشد. این وبلاگ ازسویی دیگراتاق فکری مجازی است برای اندیشیدن درحوزه های دین ؛ فلسفه ؛ فرهنگ سیاست و روابط بين الملل ؛رسانه و جامعه شناسي که حوز ه های مورد علاقه و پژوهش من هستند.