در ایران رای آوردن در انتخابات مجلس یا شورا به سه عامل بستگی مستقیم دارد. یکی شهرت و محبوبیت  مانند رای اوردن فائژه هاشمی و اقای حسینی اخلاق در خانواده در مجلس پنجم یا مهدی فخیم زاده و محمدرضا خاتمی در مجلس ششم و اقای حداد عادل در مجلس ششم به بعد. دیگری حضور در فهرست ها و لیست ها اصلی سیاسی کشور است مثلا زمانی قرار گرفتن در لیست جامعه روحانیت و کارگزاران متضمن رای اوری بود یا امسال لیست جبهه متحد نسبتا معتبر بود. عامل سوم نیز به حوزه انتحابیه باز می گردد . مثلا اقای د هقان دوست قدیمی ما در دوره قبل بواسطه شهرت تلویزیونی در ایذه رای اورد ولی براساس یک تحلیل کاملا غلط این دوره از تهران نامزد شد و ناکام ماند. شاید ملاک او رای اوری بیژن نوباوه از تهران بوده است در حالی که بیژن نه بواسطه شهرت بلکه بخاطر قرار گرفتن در لیست ها ای اصلی سیاسیون و برخی ملاحظات خاص دیگر توانست رای اورد.در نتیجه اگر کسی تصور کند تحصیلات عالی داشتن ، خوش تیپ بودن ، صاحب نظر بودن ، داشتن سوابق مفید و این دست معیار ها نقش مهمی در رای اوری دارد کاملا در اشتباه است . در انتخابات هم باید مثل هر میدانی اول قواعد بازی را شناخت و سپس وارد میدان شد. انتخابات ریاست جمهوری تحلیل جداگانه ای دارد که در جای خود به آن می توان پرداخت.