بسیاری از انتظارات و توقعاتی که از رسانه ها اعم از رادیو و تلویزیون و مطبوعات و ... مطرح می شود ناشی از پیش فرض های اولیه در خصوص کارکردهای ذاتی رسانه هاست که به نظرم برخی از این پیش انگاره ها کاملا غیر واقعی است و تخیلی است . از جمله این پیش انگاره ها ی غلط باور به "تعیین کنندگی" (determinative  ( پیام رسانه ها در ایجاد تغییرات اجتماعی است . این باور دچار نوعی اغراق و افراط در خصوص نقش رسانه هاست زیرا باور مندان به این نگره  تصور می کنند مردم و افکار عمومی در موضعی انفعالی بوده و آماده هستند تا پس از دریافت پیام رسانه ها در مقام تایید کننده و الهام گیر از رسانه  دست به کنش بعدی بزنند. برای مثال به باور اینان اگر رسانه مخاطب را به پاکی و منزه بودن و پرهیز از دروغ و افترا دعوت کند به مرور جامعه ی مخاطبانی منزه و متقی شکل می گرند و بالعکس .همین تلقی انحرافی موجب می شود که در دستگاه فکری ساده ای همه مشکلات به رسانه ها نسبت داده می شود. و اصطلاحا دیواری کوتاه تر از رسانه  برای شکستن همه کاسه و کوزه ها یافت نمی شود. اگر معضلی درجامعه ایجاد می شود رسانه ها مسئول شناخته می شوند و اگر رسانه ها از منکری حتی در مقام نقد سخن می گویند اشاعه دهنده منکر و فحشا شناخته می شوند . از همین روی در برخی جوامع هنوز سخن گفتن از بیماریهایی مثل ایدز یا معضلاتی مانند روسپی گری در رسانه ها هرچند معضلات جدی آن جوامع است تابو و ریسک محسوب می شود و ترجیح داده می شود که از کنار انها با ارامی گذشته شود. در حالی که در مقام تمثیل رسانه ها بیشتر از یک چراغ راهنما یا تابلوی نشان دهنده مسیر و حداکثر هشدار دهنده بیشتر نیستند . رسانه ها راه و بزرگراه یا سد و مانع نیستند نمی توانند به تنهایی – تاکید می کنم به تنهایی - موجد یا مانع و سالبه باشند.  این گونه نیست که رسانه ها بتوانند مسیرهای معین و قطعی   بدون حق انتخاب پیش روی مخاطبان خود بگذارند از این رو تعیین کننده نیستند حداکثر می توانند با پیشنهاد مسیر های جایگزین نقش تاثیر گذار( affect) داشته باشند . اگر رسانه ها نقش تعیین کننده داشتند امروز در جهان  نباید یک نفر سیگار می کشید زیرا رسانه های همه عالم  دائم از سرطان زا بودن و مضربودن  سیگار سخن می گویند مثلا در ایران یک نفر نباید طلاق می گرفت زیرا رسانه ها بویژه صدا وسیما هیچگاه مبلغ و موید این کنش اجتماعی نبوده است . از ان سو همه مردم باید نماز خوان بودند و نماز اول وقت می خواندند زیرا صدا وسیما همواره مبلغ نماز و نماز اول وقت است . یا مصرف مشروبات الکلی باید در حد صفر می بود زیرا اساسا چنین منکری نفیا و اثباتا حضوری در رسانه های ایرانی ندارد .در دیگر کشورها و حوزه های فرهنگی و جغرافیایی نیز اینچنین است و رسانه ها نقش تعیین کننده ندارند بلکه در موفق ترین شکل تاثیر گذار هستند. غرض از این مقدمه این نکته راهبردی در حوزه مدیریت رسانه ای است که نباید این تلقی را داشت مخاطبان ما منفعل و ساکت هستند و معارف و معروف های ما را می پذیرند و هدایت می شوند و اگر ما منکرات را ترویج کنیم آنها عامل به منکرات خواهند شد . اگر در مواقعی هم چنین است باید زمینه های پیشینی و غیر رسانه ای آن را واکاوی کرد و در خصوص نقش رسانه نباید دچار بزرگ بینی شد.با چنین رویکردی به رسانه

اولا سطح انتظار از رسانه ها معقول و منطقی و واقعی می شود

ثانیا نگرانی از محتوای رسانه ای اعم از خوب وبد کاهش می یابد

ثالثا نگاه تک بعدی به رسانه ها کنار رفته و زمینه های پیشینی تاثیر گذار بر مخاطب شناسایی شده و برای رسانه نقش ماتاخر-  در برابر ما تقدم- در نظر گرفته می شود

رابعا مدیران و رسانه نگاران در فضایی ازاد تر و خلاقانه تر و کم اضطراب تر از عواقب انتشار محتوای رسانه ای به تولید ات رسانه ای روی می اورند.