فردا ششم  تیرماه 1392 سالروز تولد من است . ششم تیرماه 1356 در ساعت 2 بامداد در خیابان ایران متولد شدم و زندگی پر فراز و نشیبی داشتم همان که عرض زندگی می نامندش و برای همین همیشه از سن واقعی خودم بیشتر می نمایانم . از زندگی و تجربه های خود راضی هستم  نه آنچنان که از خود راضی پنداشته شوم و نوستالوژی  بخشی از وجود من است نه آنچنانکه افسرده  و مایوسم انگارند. درخت زندگی من مانند سنوبر و چنار بلند ویکنواخت نیست بلکه مانند در ختهای پیچ دار جنگلی انبوه و پرحجم و در هم تنیده است  . تجربه های متنوع و متمایز و گاه متضاد کوله باری است که گاه بر دوشن نحیفم سنگینی می کند . بارها از عمق جان گفته ام که زندگی را آنی می دانم که در پرستش و ساختن زیبایی و عشق ورزی و دانش اندوزی و نیکی ونیکویی سپری شود و مابقی لهو ولعب و باطل است و بس .از این روی   بیشتر برای اهداف خودم زیسته ام نه برای خوشایند دیگران و شاید برخی خودخواهم خوانده اند.اما معتقدم داشتن چارچوب فکری و بینشی و رفتاری سنجیده غرور نیست بلکه تشخص است مانند اثر انگشت که یکتاست . زندگی را نه در انزوا که در تعامل و ارتباط با دیگران جستجو کرده ام از این رو دوستان بسیاری دارم که سرمایه مانای من هستند . در استانه 36 سالگی بیش از هرچیز به نقد دوستان و نادوستان نیازمندم . لطفا هدیه تولدم را نقدی بی پیرایه و مشفقانه قرار دهید از پندارم گفتارم و کردارم انچنانکه من را می شناسید فارغ از اینکه دوستم می دارید یا دشمن یا بی تفاوت . قول می دهم دوستانه پذیرای انها باشم و اگر گزنده هم بود ملالی نیست بل رهین منت آنم .