انسان موجودی است حقیقتا چند بعدی و چند سویه . نمی توان روح را در یک کالبد و قالب محصور کرد. گاهی نیازمند اشک است و زاری و گاهی نیاز مند خنده و بهجت .گاهی روی به درون دارد و گاهی روی به بیرون. هم هایپر اکتیو می شود و هم افسرده و درون گرا . گاه به عرفان و اشراق و شهود روی می اورد و گاه به تعقل و منطق و محاسبه . و زندگی نیز همین فراز و فرود های شناختی و معرفتی است . این هفته ها  که تغییر منزل و اثاث کشی پیش رو داریم و جفت جور کردن کسری های فراوان مالی پیش رو مهمترین دغدغه و تلاش شبانه روزی من است نتوانستم خود را از کتاب و مطالعه و مجلات و مقالات ناخوانده فارغ کنم و اتفاقا بسیار آرام بخش هم بود . کلاسهای تدریس در دانشکده هم همین وضعیت را دارند .نه تنها خسته کننده نیستند بلکه نشاط آورند. چون کار دل اند . دغدغده های مادی و کار گل هرچند هستند و نمی توان از زندگی حذفشان کرد اما باید با آنها مدارا کرد اجازه نداد همه زندگی ما را پوشش دهند و تحت الشعاع قرار دهند. باید در حاشیه زندگی آنها را دید و تحمل کرد و همواره برای آنها فکری کرد و از آنها عبور کرد . عمر کوتاه و زندگی گذرا مهمتر و ارزشمندتر از آن است که جای حاشیه و متن را اشتباه بگیریم .   کار دل ومتن زندگی من مطالعه ونوشتن و تفکر و گفتگو و پرستش و دینداری و نیکی و بسر بردن ایام با خانواده و دوستان جانی است و با این مقولات شاد و سرخوش وپر انرژی و زنده هستم و کار گل و حاشیه زندگی را در ارتباط با این موضوعات تحمل می کنم . شاید دیگران متفاوت می اندیشند ولی من مجبور نیستم مانند انها  بیندیشم ایضا دیگران که مجبور نیستند مثل من بیندیشند و این تکثر نگاه زیبایی زندگی است .