هایدگر فیلسوف عجیب وعمیقی است وبسیار قابل اعتنا . نزد هایدگر مفهوم هستی یکی ازبنیادی ترین مفاهیم است ودیگر مفاهیم مثل تفکر درارتباط با ان معنا می یابد. هایدگر  درذیل مفهوم تفکر ارای جذاب وجالبی که اغلب انتقادی ودر برابر ارای افلاطون ؛ ارسطو ؛ دکارت ؛ کانت و هوسرل است مطرح می کند. او برداشت رایج از تفکر را مردود دانسته وسطحی می داند. دربرداشت رایج ؛تفکر مجموعه ای ازافکار واندیشه هاست که شامل باورها ؛ایده ها ؛ تصاویر( ذهنی) ؛پیش نهاد ه ها (نظرات )وتصورات می شود . دراین برداشت تفکر کنشی است مشخصه انسان ومتمایز کننده انسان وحیوان . به نظر هایدگر این تعاریف حداکثر معنای تعقل است نه تفکر . به نظر او این معنا ریشه دراصل بازنمایی vorstellungدارد که ان هم درمتافیزیک افلاطونی ریشه دارد. محور نظریه بازنمایی موجود یا ابژه است درحالی که تفکر با هستی یا  physis ار تباط دارد. به عبارت دیگر تفکر برخلاف تعقل بازنمود یا بازنمایی نیست وتفکر با تصور متافیزیکی ایده افلاطونی فرق دارد.. متفکر سوژه ای نیست که با ذهن دانا و اگاه وشناسا درصدد شناسایی ابژه باشد.متفکرنزد هایدگر با سوژه  دکارت و سوژه استعلایی هوسرل متفاوت است .متفکر به هستی می اندیشدوبین هستی وموجودات فرق قائل می شود.تفکر دیالوگی است میان متفکر وموضوع تفکر یعنی هستی .ومتفکر درحد ذهن گرایی وسوبژکتیویسم نمی ماند. ودریک جمله تفکر محصول یا دستاورد سوژه یا وابسته به ان نیست .

محمود لطفی امروز درروزنامه همشهری درمقاله ای به بررسی مفهوم تفکر نزد هایدگر پرداخته است

نوشته شده توسط امیر دبیری مهر  | لینک ثابت |