بهار با همه طرواتش امد. سال نو امد و شکر گذار پروردگاری هستیم که فرصتی دیگر برای زیستن و درک بهاری دیگر را بی مزد ومنت به ما عطا فرمود. این روزها مملو از دغدغه فرصتهای از دست رفته زندگی در سالهای گذشته و فرصتهای پیش روی در سالهای باقی مانده از حیات هستیم . خدای را عاشقانه و عارفانه و بالرزش تارهای دل هایمان سپاس می گوییم برای هر انچه به ما عطا فرمود و نفس سرکش و طغیانگر و غافلمان را سرزنش می کنیم برای معصیت ها و کوتاهی ها وفراموشی ها در زندگی .
از غفلت ؛ خودبینی و خودخواهی ؛ ترس و دلهره ؛ جهل و نسیان ؛خشم و شره و کوته نظری و کوتاه اندیشی و سبکسری که همچون هوا آدمیان را در خود می پیچیند و از آدمیت تخلیه می کنند به مظهر همه خوبی ها و پاکی ها و معارف و زیبایی ها یعنی الله پناه می بریم . هنوز براین باورم که جز برای 4 کار به دنیا نیامده ایم و فرصت نفس کشیدن جز در این 4 کار برما روانیست .
1- پرستش حضرت حق که تنها شایسته اوست و اگر حول جزاو باشد از عالی ترین اعمال به پست ترین افعال تبدیل می شود. همچون پرستش خود ؛ جاه و مقام ؛ علم و مال و دنیا و...
2- عشق ورزی و عاشقی و دوست داشتن ودوست داشته شدن که وجه تمایز ادمی از دیگر مخلوقات است و به تعبیری جهان بی عشق لحظه ای برپا نمی ماند و خوشا بحال عاشقان که قلبشان همساز نبض هستی است و با مهر عشق بر جانشان رمز جاودانگی و اکسیر حیات را از ان خود کرده اند.
3- نیکی و نیکویی : دعوت همه پیامبران و وجه مشترک همه ادیان و مکاتب اخلاقی و انسانی به نیکی و خوبی است و چه بدبخت جانهایی که هنوز در تشخیص نیک وبد و زشت و زیبا در حیرتند و روی از انفاس قدسی انبیا و در راس انها حضرت خاتم الانبیا (ص ) برگردانده و در وادی حیرت بی سرانجام و برزخ انتخاب و شناخت اسیرند.
4- دانستن و اموختن : به راستی که زندگی نسنجیده ارزش زیستن ندارد و سنجش زندگی جز با دانش و و روش و بینش به فراچنگ ما نمی آید . رهروان دانش اموزی و دانشجویی به خوبی می دانند که از مهد تا لحد تنها آنی از آنات جستجوگری انسان است و این فطرت حقیقت جو بهانه حقیقی زندگی است و ان را پایانی نیست .
در چهار فقره مذکور علم وعمل توامان در پیش روی ماست و از حضرت حق ثبات قدم و پایمردی را برای همه رهروان مسالت دارم .
در این سال و همه سالها برای ایران عزیز سربلندی و عزت و اقتدار و پیشرفت آرزو می کنیم که جز با کرامت و کوشش و صبر و اندیشه ورزی ایرانیان بدست نمی آید .بیایید زندگی را چند ساله نبینیم بلکه یک روزه بدانیم و هر روز را فرصتی برای یک زندگی تصور کنیم شاید با این روش و نگرش قدر فرصتهای فردی و اجتماعی و ملی و حتی جهانی را بهتر بدانیم . با این نگاه دیگر فوت وقت نه برای مومنان مباح است ونه برای عامیان مجاز و نه برای سیاست مداران و ملک داران ممکن . دریایی از مسائل و مشکلات و موانع تنها با دریایی از همت وتلاش و سعه صدر و اندیشه و توکل به ساحل ارامش و اسایش می رسد و هر بهار فرصتی است برای این گونه اندیشه های حیات بخش .
نمی دانم شاید بهار با چنین نگاهی معنای بهار یابد و بهانه های جانانه زیستن را در کف ما قراردهد.شاید

















