مهم این نیست که در زندگی چه نقشی داشته باشیم مهم ان است که نقش هایمان را خوب ایفا کنیم .

کار روز گار پیش بینی پذیر نیست . خاتمی دیروز وزیرارشاد کابینه مهندی میر حسین موسوی بود و امروز می تواند رئیس در سایه باشد و نخست وزیر امام و رهبری در سالهای دهه 60 را را به سوی ریاست جمهوری دهم سوق دهد .
خبر احتمال نامزدی میر حسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دور دهم ؛مثل بمبی فضای سیاسی کشور را تکان داد. جالب اینجاست که بیش از 10 سال است که احتمال بازگشت میر حسین موسوی به عرصه سیاست مطرح است ولی اعلام این خبر از سوی سید محمد خاتمی بازتاب و تاثیر غیر قابل تصوری داشت و در روزهای اینده پس لرزه های ان را هم درمواضع و هم در عزل و نصبهای پیش از موعد شاهد خواهید بود .
بییشترین نگرانی از احتمال حضور میر حسن موسوی از جانب محمود احمدی نژاد است . احمدی نژاد 10 بار رقابت با خاتمی را به نیم رقابت با موسوی ترجیح می دهد. زیرا میر حسین موسوی همه برگ های برنده احمدی نژاد اعم از سوخته ونسوخته را یکجا در استین دارد. اگر ساده زیستی ؛ عدالت طلبی ؛ پر کاری ؛ ضد تجمل گر ایی ؛ تدین و انقلابی گری و احیای گفتمان امام وانقلاب مولفه هایی است که احمدی نژاد را از دیگران در فضای سیاسی ایران که تاحدودی لیبرالیزه و سکولاریزه شده است متمایز می کند و باهمین وجوه تمایز توانست در 1384در میدان سیاست ورزی بر پهلوانی چون هاشمی رفسنجانی چیره شود ؛میر حسین موسوی نه تنها احیار گر این مولفه ها ؛ بلکه نماد این مولفه ها در بین رجال سیاسی در جمهوری اسلامی است . موسوی یاد اور مدیریت کشور درروزگارسختی ها ؛کمبودها ؛تحریم ها ؛ بحران ها وازهمه بالاتر جنگ تحمیلی است به گونه ای که دران دوران مستضعفان هنوز عزیز بودند و در برنامه ریزی ها به حساب می امدند و نه چون امروز که نرده بانی برای صعود سیاسی و اقتصادی دیگران هستند و (( فرودست )) خوانده می شوند تا کسی از معنای استضعاف و رابطه دو سویه مستضعف و مستکبر نپرسدو خیلی از مناسبات را زیر سوال نبرد. هنوز حضور موسوی قطعی نشده جریانهایی در بین اصولگرایان شکاف خود را با حامیان احمدی نژاد به نفع موسوی زیاد کرده اند تا شاید به حمایت از موسوی به پا خیزند .
واما خاتمی در بر سر دوراهی است . راه نخست ان است که اطرافیان تندروی مشارکتی او می خواهند یعنی حضور مجدد خاتمی در انتخابات و صف مدیریت اجرایی کشور . که دراین صورت هم طرحهای ناکام اصلاح طلبان دوباره به اجرا می افتد وهم اقایان دوباره به تاج و تخت پیشین باز می گردند وستاره دولت شان روشن خواهد شد بدین ترتیب هم فال است وهم تماشا . اتفاقا اطرافیان تند روی احمد ی نژاد نیز ازاین گزینه استقبال می کنند . زیرا فضای انتخابات کاملا دو قطبی شده و با توجه دلایل گوناگون سیاسی و ساختاری و مصلحتی (که بیان انها در اینجا به مصلحت نیست ) شانس پیروزی نهمین رئیس جمهور در انتخابات دهم حتی در رقابت با خاتمی متصور است .
اما گزینه دوم خاتمی ماندن در ستاد است . این گزینه هم اطرافیان تندروی خاتمی و طرفداران احساسی او را خشمگین می کند زیرا نه فالی است و نه تماشایی و هم نو محافظه کاران ایرانی پیرامون احمدی نژاد را را براشفته می سازد .زیرا احمدی نژاد را در برابر میر حسن موسوی خلع سلاح می کند . هم توده ها ی مستضعف و طبقات اسیب پذیر و فرودست به موسوی گرایش دارند و هم طبقه متوسط نوگرا ؛ اصلاح طلب و تحول خواه از موسوی حمایت خواهند کرد زیرا او رانماد تحول می دانند . موسوی نه اصلاح طلب است ونه محافظه کار بلکه تحول خواه است و بی دلیل نیست که در بین بسیاری از برجستگان اصول گرا نیز شان ومنزلتی بسی فراتر از احمدی نژاد دارد. همچنین شنیده می شود موسوی دهه 60 گویی پس از سالها سکوت ونظاره و نقاشی و معماری ,برای وضعیت اشفته دهه 80 ایران تغییراتی کرده است و توان مدیریت با ایجاد اجماع سازی سیاسی را دارد .
خاتمی می تواند رئیس باشد ولی ریاست نکند می تواند عزیز باشد ولی رئیس جمهور نباشد و می تواند افکار وارمانهای خود را تعقیب نماید ولی با مشارکت دیگران ونه با میان داری خود . او می تواند از تجربه پوتین در روسیه درس بگیرد و به مدودوف ها اعتماد و تکیه کند .
نتیجه انکه بازگشت مجدد خاتمی به دولت نه به مصلحت است و نه فایده ای در بردارد درحالی که بازگشت او به سیاست هم به مصلحت است و هم مفید . خاتمی می تواند با تکیه بر احترام و جایگاهی که در ایران و جهان دارد خود را در خدمت مردم ایران ونظام جمهوری اسلامی قرار دهد نه در خدمت فلان حزب و بهمان باند و گروه . در این مقطع حساس که کشور با بحران اقتصادی در سال اینده مواجه است و بحران سیاسی و بین المللی نیز با روی کار امدن اوباما پیش روی کشور است خاتمی باید به اینده ایران و منافع دراز مدت کشور بیندیشد و اگر قصد سیاست ورزی موثر دارد زمینه را برای حضور میر حسین موسوی فراهم سازد .
سخن اخر اینکه من نه حامی میر حسین موسوی هستم و لزوما هم به او رای نخواهم دادم. انچه برای ما پژوهشگران حوزه سیاست مهم است افزایش اقتدار و عزت جمهوری اسلامی ایران و تامین منافع ملی است . بین این اهداف بزرگ یعنی اقتدار و عزت و منافع ملی و رقابت های معنا دار و هدف مند سیاسی که لزوما منحصر به ایام انتخابات نیست بلکه در انتخابات به اوج می رسد رابطه مستقیم وجود دارد 0 از این روی می توان گفت حضور میر حسین موسوی و عدم حضور خاتمی بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری بلکه به عنوان رهبری برخوردار از وجاهت ملی ؛می تواند چیدمان سیاسی کشور را برای رقابت معنا دار شکل و سامان دهد و بالعکس حضور مجدد خاتمی بیشتر ازانکه رقابتی سیاست ورزانه در راستای منافع ملی باشد سیاست بازی جناحی و حزبی در راستای منافع گروهی و باندی است .
+ نوشته شده توسط امیر دبیری مهر در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت
4:21 بعد از ظهر |