مطلب زیر بخشی از مصاحبه اخیر طهماسب مظاهری است که آه از نهاد هر دلسوز و علاقمندی به شکور را بلند می کند که چه کسانی در دولت نهم برای اقتصاد کشور تصمیم گرفتند و یکی هم که خواست راه اشتباه را اصلاح کند برکنارش کردند. هیچ نمی گویم و فقط شما را دعوت به خواندن این مصاحبه می کنم .
((...در برآورد منابع بانكها اشتباهی رخ داده بود و آقاي رییسجمهورهم گرفتارآن اشتباه شد. يعني اينكه گفتند بانكها ميتوانند 280 هزارميليارد تومان اعتبار بدهند. به این صورت که 140هزار ميليارد تومان مانده تسهيلات سیستم بانکی در پایان سال 1385 است، 2 بار در سال مي چرخد و مي شود 280هزارميليارد تومان. اين رقم اشتباه، مبناي تقسيم منابع گذاشته شد و گفته شد که بانکها 70 هزارميليارد تومان را به مشتریانی که دولت معرفی و تأیید میکند، وام دهند و 210 هزار میلیارد تومان هم خودشان تصمیم بگیرند و بر اساس نظام اعتبار سنجی خودشان، به طرحها و مشتریان و واحد های تولیدی اعم از طرحهای جدید یا سرمایه در گردش بدهند. این محاسبهی اشتباه موجب شد که تعهدات بسیار سنگین بر گردن نظام بانکی بیافتد. نکتهی مهم این است که تعهدات مربوط به طرحها و مشتریان معرفی شدهی دولت اولویت تام داشته و بانکها مجبور بودند ابتدا آن ارقام را تأمین و پرداخت کنند و باقیمانده را؛ اگر چیزی بوده باشد؛ به مشتریان و سرمایه در گردش واحدهای تولیدی اختصاص بدهند.
عدد واقعي چقدر است؟
عددي كه بانک مرکزی به عنوان کل رقم اعتبار جدید قابل پرداخت محاسبه کرد، 18 هزار و 500 ميليارد تومان بود.
اين تفاوت خيلي عجيب است؟ حالا اين از كجا در ميآيد؟
یک اشتباه مفهومي موجب این خطا شد. منشأ اشتباه این بود كه تصمیمگیران مربوطه با مفهوم و ساز و کار اعتبارات بانكي آشنایی نداشتند، بسیاری از آنان، يك روز هم در بانك كار نكرده و به مفاهيم رایج در بانك آشنا نبودند و در این شرایط، دربارهي قوانين بانك تصميم گيری میکردند. مثل این است که شما يك نفر را كه يك روز از عمرش هم پزشکی نكرده، چاقو به دستش بدهید و بگویید برو جراحي بكن!......))
+ نوشته شده توسط امیر دبیری مهر در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 و ساعت
4:23 بعد از ظهر |